اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 437

صفحه 437

دلیل اوّل: تبادر

گفته‌اند آنچه از هیئت مشتق به ذهن تبادر می‌کند معنای اعمّ است. پاسخ دلیل اوّل: ما گفتیم متبادر از مشتق خصوص متلبّس به مبدأ در حال است.

و مسأله صفات متضادّه که مبادی متضادّه دارند تأیید خوبی برای مسأله تبادر بود.

دلیل دوّم: مسأله اسم مفعول

اشاره

قائلین به وضع مشتق برای اعمّ می‌گویند: اگر زید، مقتول عَمرو واقع شد، آیا ما می‌توانیم بگوییم: به مجرّد گذشتن یک ساعت از این قتل، دیگر عنوان مقتول حقیقتاً بر زید صدق نمی‌کند؟ و یا اگر زید، مضروب عَمرو واقع شد و ساعتی از این ضرب گذشت آیا می‌توان گفت: عنوان مضروب، حقیقتاً بر زید صدق نمی‌کند؟ این خلاف چیزی است که عقلاء و عرف استفاده می‌کنند. و درنظر عرف، بعد از انقضاء قتل و ضرب نیز عناوین مقتول و مضروب به صورت حقیقت بر زید اطلاق می‌شود. و این کشف می‌کند که مشتق برای اعم از متلبّس و منقضی وضع شده است.

پاسخ دلیل دوّم:

اوّلًا: اگرچه ما گفتیم اسم مفعول داخل در محلّ نزاع است امّا مرحوم صاحب فصول و محقّق نائینی عقیده داشتند که اسم مفعول از محلّ نزاع در باب مشتق خارج است. ولی ما این حرف را نپذیرفتیم و گفتیم: بین اسم مفعول و اسم فاعل و مشتقات دیگری که محلّ بحث واقع شده فرقی وجود ندارد و اشاره به‌خصوص اسم مفعول به این جهت است که اختلاف در مورد آن مطرح گردد. ثانیاً: این که شما می‌گویید: «هذا مقتول زید» آیا جری و نسبت این مقتولیّت را به‌لحاظ چه حالی قرار می‌دهید؟ زیدی که دیروز مضروب عَمرو واقع شده و شما امروز می‌گویید: «زید مضروب عمرو» آیا مرادتان این است که زید به‌لحاظ امروز مضروب عَمرو است؟ اگر چنین است چه کسی گفته این اطلاق به نحو حقیقت است؟ این اطلاق،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه