اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 438

صفحه 438

اطلاقی است که عقلاء بدون رعایت علاقه آن را ملاحظه نمی‌کنند. اگر اطلاق مشتق در منقضی، به نحو حقیقت باشد، باید تصریح به «فی هذا الیوم» آن را از حقیقت بودن خارج نکند درحالی‌که ما می‌بینیم اگر زید، دیروز مضروب عَمرو بوده و الآن که در جلسه درس نشسته است ما بخواهیم بگوییم: «زید هذا الیوم مضروب عمرو» این به قرینه احتیاج دارد. اگر جری و نسبت به لحاظ گذشته باشد- حتّی اگر یک سال هم گذشته باشد- هیچ مشکلی پیش نمی‌آید، مثل این که بگوییم: زید کان مضروباً لعمروٍ. در باب قتل نیز همین‌طور است. اگر قتلی یک سال قبل واقع شده و شما الآن بگویید: «زید هذا الیوم مقتول عَمرو»، این نیاز به قرینه دارد ولی اگر گفتید: «زید کان مقتولًا لعمروٍ» این در حقیقت همان متلبّس به مبدأ در حال است و اطلاق آن به نحو حقیقت می‌باشد. ثالثاً: چطور شما در قضیّه ضارب و مضروب و قاتل و مقتول بین فاعل و مفعول جدایی می‌اندازید؟ اگر زید الآن حقیقتاً مقتول عَمرو باشد، چرا عَمرو هم حقیقتاً قاتل زید نباشد؟ این که ما بیاییم مسئله را روی اسم مفعول پیاده کنیم معنایش این است که آن جهت فاعلیش خیلی مثل جهت مفعولی روشن نیست، با این که مسأله فاعل و مفعول، متضایفان هستند و متضایفان، در قوّه و فعل و حقیقت مجاز مانند یکدیگرند. نمی‌شود ابوّت کسی نسبت به کسی حقیقت باشد ولی بنوّت آن‌کس نسبت به او بر نحو مجاز باشد. تفکیک بین این دو، صحیح نیست. آن‌وقت چطور شما در این مسئله بین فاعل و مفعول تفکیک قائل می‌شوید؟ اگر به قول شما مضروب، یک دایره وسیعی دارد که بعد از انقضاء را هم به نحو حقیقت می‌گیرد چطور می‌شود که مفعول، حقیقتاً مضروب باشد ولی کسی که فاعل ضرب است حقیقتاً ضارب نباشد؟

دلیل سوّم قائلین به وضع برای اعم

اشاره

این دلیل را هم قائلین به اعم و هم یکی از مفصّلین- که بین محکوم و محکوم‌علیه تفصیل داده- اقامه کرده‌اند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه