اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 439

صفحه 439

این دلیل با توجّه به آیه شریفه (الزانیة و الزانی فاجلدوا کلّ واحد منهما مائة جلدة)[264] و آیه شریفه (السارق و السارقة فاقطعوا أیدیهما)[265] می‌باشد. کیفیت استدلال به این صورت است که می‌گویند: شما وقتی زانی و زانیه را تازیانه می‌زنید آیا این‌ها در حال تازیانه خوردن، زانی و زانیه هستند؟ اگر بگویید: «با توجه به این که مبدأ در آنها منقضی شده است- چون چندی قبل، زنا بین آنها تحقّق پیدا کرده و در حال تازیانه خوردن، تلبّس به مبدأ زنا ندارند- بنابراین این‌ها الآن زانی و زانیه نیستند». پس چرا تازیانه بخورند؟ آیه شریفه می‌گوید: زانی و زانیه را تازیانه بزنید. و اگر می‌گویید: این‌ها در حال تازیانه خوردن، زانی و زانیه هستند، پس باید بگویید: مشتق: حقیقت در اعم است و عنوان زانی و زانیه بر کسی که مبدأ از او منقضی شده نیز حقیقتاً صادق است. و همین‌طور، آیه سرقت. خلاصه استدلال این که ظاهر این دو آیه و امثال این دو آیه این است که در حال اجرای حد، این عناوین فاعلی به نحو حقیقت تحقّق دارد و این در صورتی است که مشتق، حقیقت در اعم باشد زیرا روشن است که این‌ها در حال اجرای حدّ، تلبّس به مبدأ ندارند.

جواب دلیل سوّم:

از این دلیل، جوابهایی داده شده است: جواب اوّل: این را از خارج می‌دانیم که آیاتی که در مقام بیان حدود الهی وارد شده‌اند کاری به این عناوین ندارند. آنچه موجب ثبوت حد است اصل تحقّق مبدأ از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه