اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 445

صفحه 445

(وَ إذ ابْتَلی إبراهیم رَبّه بِکلِماتٍ فَأتَمَّهُنَّ قالَ إنّی جَاعِلک للنّاسِ إماماً) یعنی اگر ابراهیم علیه السلام کلمات خداوند را اتمام نمی‌کرد و از آن آزمایشات سخت بیرون نمی‌آمد، چنین منصبی به او داده نمی‌شد. آزمایشات حضرت ابراهیم علیه السلام به‌قدری سخت بوده که تاریخ قبل و بعد مثل آن را نشان نداد که کسی مأموریت ذبح فرزندش را پیدا کند بدون این که مسأله شوخی و رؤیای معمولی باشد. حضرت ابراهیم علیه السلام با این آزمایشهای سخت به مقام امامت رسید. معلوم می‌شود که مقام امامت مقام بسیار مهمی است که به هرکسی داده نمی‌شود. این مقام، متناسب با دامنی پاک است که در سراسر عمر حتّی یک لحظه هم با ظلم و بت‌پرستی ارتباط پیدا نکرده باشد و الّا بت‌پرستی کجا و مقام امامت الهی که به مراتب از مقام نبوّت بالاتر است کجا؟ پس این آیه به مناسبت اهمیّت مقام امامت می‌خواهد بگوید: «عهد امامت من به کسی که تلبّس به ظلم پیدا کرده- حتی اگر این تلبّس برای یک لحظه هم باشد- نمی‌رسد». وقتی معنای آیه چنین است، این چه ارتباطی دارد با این که ظالم، حقیقت در اعم باشد؟ چه حقیقت در اعم باشد یا نباشد، خلفای ثلاثه به لحاظ بت‌پرستی، حقیقتاً ظالم بوده‌اند، اگرچه در حال تصدّی خلافت، به حسب ظاهر، عنوان ظلم و بت‌پرستی نداشته‌اند ولی همان ظلم به لحاظ حال بت‌پرستی سبب می‌شود که آیه در مقابل آنها بایستد و آنها را از مقام شامخ امامت و خلافت الهی دور کند. بنابراین استدلال ائمّه علیهم السلام به آیه شریفه مبتنی بر این نیست که مشتق، حقیقت در اعم باشد. نتیجه بحث در ارتباط با اقوال پیرامون مشتق از آنچه گفته شد معلوم گردید که مشتق، حقیقت در خصوص متلبّس به مبدأ است و قائلین به اعم، نه ثبوتاً می‌توانند برای مدّعای خود حرفی داشته باشند و نه اثباتاً می‌توانند دلیلی اقامه کنند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه