اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 447

صفحه 447

1- نظریّه مرحوم آخوند

مرحوم آخوند می‌فرماید: مقصود ما از بساطت این است که ما با شنیدن مشتق، یک معنا به ذهنمان بیاید، یک معنا را ادراک و تصوّر کنیم، اگرچه همین معنای واحد را اگر بخواهیم با تحلیل عقلی مورد ملاحظه قرار دهیم، چه‌بسا انحلال به دو شی‌ء پیدا می‌کند. ولی این انحلال، با بساطت معنای مشتق منافاتی ندارد و ضربه‌ای به بساطت وارد نمی‌کند. همان‌طور که وقتی شما کلمه «حجر» را می‌شنوید، بیش از یک معنا به ذهن شما نمی‌آید ولی همین معنای واحد، وقتی با تحلیل عقلی ملاحظه شود به «شی‌ء له الحجریّة» تحلیل می‌شود.[274] بررسی کلام مرحوم آخوند: به‌نظر می‌رسد این تشبیه مرحوم آخوند، تشبیه صحیحی نیست، زیرا تحلیلی که در باب مشتق مطرح است غیر از تحلیلی است که در باب «حجر» مطرح است. اگرچه ما «حجر» را به «شی‌ء له الحجریّة» تحلیل می‌کنیم ولی این «شی‌ء» که ما با تحلیل عقلی درست کردیم، از نظر موضوع له لفظ و مدلول آن، هیچ ارتباطی به معنای «حجر» ندارد. آیا «حجر» را که واضع وضع می‌کرده- و هم مادّه خاصّ و هم هیئت خاصی را در این وضع ملاحظه کرده است- مسأله «شی‌ء» ارتباطی با مادّه «حجر» دارد؟ آیا ارتباطی با هیئت «حجر» دارد؟ خیر، کلمه «شی‌ء» هیچ ارتباطی با مفاد لفظ ندارد بلکه تحلیلی است از واقع حجریّت، در حالی که ما در باب مشتق نمی‌خواهیم این‌گونه برخورد کنیم. مشتق دارای حساب خاصّی است.

حساب خاصّش این است که مادّه آن- ازنظر وضع- دارای استقلال است، هیئت آن‌هم- از نظر وضع- دارای استقلال است ولی وقتی مادّه و هیئت با یکدیگر ضمیمه می‌شوند و کلمه «ضارب» به گوش ما می‌خورد، اگرچه ما بگوییم: «مفهومش مفهوم بسیطی است» ولی این مفهوم بسیط را وقتی بخواهیم تحلیل کنیم، یک تحلیل مربوط به لفظ و مربوط به مقام دلالت لفظ بر معنا مطرح می‌کنیم و این غیر از عنوان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه