اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 449

صفحه 449

هم آن معنا به ذهن ما نمی‌آید. پس در مقابل بساطت، عنوان ترکیب قرار دارد. ترکیب، به این معناست که با شنیدن مشتق، معنای مرکّب ناقصی به ذهن انسان بیاید، آن‌گونه که با شنیدن مضاف و مضاف الیه، معنای مرکّب ناقصی به ذهن انسان می‌آید، مثلًا با شنیدن کلمه «ضارب» معنای ترکیبی ناقصی مثل «ذات ثبت له الضرب» به ذهن انسان بیاید. اگر به جای کلمه «ضارب» عنوان «ذات ثبت له الضرب» به گوش شما بخورد، یک معنای ترکیبی ناقص به ذهن شما می‌آید، از ذات یک معنا و از ضرب هم معنای دیگر و از کلمه «له» که بر ارتباط بین ذات و ضرب دلالت می‌کند معنای سوّمی بنام نسبت به ذهن می‌آید. کسانی که در باب مشتق قائل به ترکیبند باید یک چنین چیزی را بگویند، که ما با شنیدن کلمه «ضارب» یک معنای ترکیبی به ذهنمان می‌آید، و آن معنای ترکیبی یا سه جزء دارد: ذات، حدث و نسبت، و یا دارای دو جزء است: حدث و نسبتِ حدث به ذات. و نفس ذات، خارج از معنای مشتق است. پس ترکیبی که در اینجا مطرح است مثل ترکیبی است که در ارتباط با دو لفظ مرکّب تصوّر می‌شود البته مرکّبی که ترکیب آن ناقص باشد. در نتیجه اصل کلام مرحوم آخوند در ارتباط با معنای بساطت و ترکیب مورد قبول است اگرچه تشبیهی که ایشان ذکر کرد مورد قبول ما قرار نگرفت. خلاصه کلام مرحوم آخوند این بود که معنای بساطت، همان بساطت در عالم ادراک و در عالم لحاظ و تصوّر است و این بساطت، با ترکیبی که از تحلیل عقلی به‌دست‌می‌آید منافاتی ندارد.

در مقابل این بساطت، ترکیبی که قائل به ترکیب می‌تواند ادّعا کند نیز همان ترکیب در مقام تصوّر و ادراک است یعنی با شنیدن لفظ مشتق، چند معنا به ذهن بیاید همان‌طور که با شنیدن «ذات ثبت له الضرب» چند معنا به ذهن می‌آید.

2- نظریّه آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه»

اشاره

معنایی که مرحوم آخوند برای بساطت و ترکیب بیان فرمود، به‌شدت مورد انکار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه