اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 451

صفحه 451

هیئت مصدری برای افاده معنایی زاید بر مادّه وضع نشده بلکه برای امکان تنطّق به مادّه وضع شده است و زائد بر معنای مادّه بر چیزی دلالت نمی‌کند. حتّی این که می‌گویند: «مصدر، در آخر معنای فارسی‌اش «دن» یا «تن» است» این حرف را هم کنار می‌گذاریم و می‌گوییم: «ضرب، به معنای «کتک» است». آیا انسان در معنای مادّه- که عبارت از کتک است- می‌تواند تحلیل عقلی به کار ببرد؟ خیر، هرچه هم فعالیّت کنیم نمی‌توانیم کتک را به دو معنا منحل کرده و آن را از بساطت بیرون آوریم. آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه» می‌گوید: ما معتقدیم «ضارب» از نظر معنا همان معنای «ضَرْب» را داراست همان‌طور که معنای «ضَرْب» با تحلیل عقلی قابل انحلال نیست، معنای «ضارب» هم همین‌طور است. «ضارب» و «ضَرْب» دارای یک معنا هستند و فرقی که بین آن دو وجود دارد در یک مسأله اعتباری است و آن عبارت از این است که اگر شما «ضرب» را به صورت «بشرط لا» اعتبار کردید، عبارت «زیدٌ ضَرْبٌ» غلط خواهد بود ولی اگر همین «ضرب» را به صورت «لا بشرط» اعتبار کردید قیافه «ضرب» را برمی‌دارید و جای آن، «ضارب» می‌گذارید و حمل «ضارب» بر زید، یک حمل صحیح می‌شود و الّا در باطن، «ضارب» به معنای «ضرب» است ولی حمل «زید ضَرْبٌ» صحیح نیست و حمل «زید ضارب» صحیح است و این صحّت و عدم صحّت دایر مدار اعتبار است. به عبارت دیگر: اگر معنای «ضرب» و «کتک» را «بشرط لا» ی از حمل و «بشرط لا» ی از اتّحاد با زید ملاحظه کردید، این ضرب، قابل حمل بر زید نیست ولی اگر همین معنا را به صورت «لا بشرط» ملاحظه کردید، یعنی به گونه‌ای آن را ملاحظه کردید که بتواند بر زید حمل شود و با آن اتّحاد پیدا کند، شما عنوان «ضارب» را به کار می‌برید. پس از جهت معنا فرقی بین ضارب و ضرب وجود ندارد و همان گونه که «ضرب» با هیچ تحلیل عقلی قابل انحلال به دو معنا نیست، «ضارب» هم به‌همین‌صورت است. خلاصه حرف آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه» این است که ترکیب‌های دوکلمه‌ای مثل «ابن زید» و «غلام عَمرو» را کنار بگذارید. این‌ها ربطی به بحث ما ندارند. آنچه در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه