اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 452

صفحه 452

بساطت و ترکیب محور بحث است این است که آیا معنای مشتق یک معنایی است که هنگام تحلیل عقلی به دو معنا یا بیشتر منحل می‌شود یا این که معنای مشتق یک معنای بسیطی است که با هیچ تحلیلی قابل انحلال به دو معنا یا بیشتر نیست؟[275]

بررسی نظریّه آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه»

این حرف اگرچه از جماعتی از بزرگان و حتّی جمعی از فلاسفه نقل شده است ولی به‌نظر ما حرف درستی نیست، زیرا ما در مباحث مربوط به معانی حرفیه گفتیم:

معانی حرفیه از واقعیّات است ولی واقعیّت خاصّی است که نیاز به طرفین دارد. اگر بخواهد حقیقت ظرفیّت تحقّق پیدا کند باید «زید» باشد، «دار» هم باشد و «زید» هم در «دار» باشد. «زید» به تنهایی و «دار» به تنهایی نمی‌توانند واقعیت ظرفیّت را تحقّق بخشند. «زید در دار» واقعیّت ظرفیت را تشکیل می‌دهد. و گفتیم: این واقعیت، مثل واقعیت عرض است ولی در مرتبه‌ای ضعیف‌تر از آن قرار دارد زیرا در باب اعراض نیاز به یک موضوع و معروض است ولی در معانی حرفیّه، نیاز به دو شی‌ء است. در باب مشتق نیز یک واقعیّتی تحقّق دارد که اگر آن واقعیّت نباشد جایی برای مشتق باقی نمی‌ماند. اگر زیدی نباشد، ضربی هم نباشد و تلبّس زید به ضرب نباشد آیا می‌شود معنای اشتقاقی تحقّق پیدا کند؟ خیر، البته نمی‌خواهیم بگوییم: همه این‌ها داخل در معنای مشتق است. بلکه این مسائل در تحقّق عنوان مشتق، لازم هستند. اگر ذاتی نباشد، مبدأ و حدثی نباشد، تلبّس ذات به مبدأ نباشد، عنوان اشتقاقی تحقّق پیدا نمی‌کند. اگر زید و ضَرْب و تلبّس نباشد، هزار مرتبه هم مفهوم ضَرْب را به صورت لا بشرط اعتبار کنید، این اعتبار، کار را درست نمی‌کند. شما با کلمه «ضارب» حکایت از یک واقعیّت می‌کنید آیا آن واقعیّت غیر از این است که باید ذاتی باشد، مبدئی باشد و تلبّس ذات به مبدأ هم باشد؟ شما سخن از اعتبار «ضرب» به صورت «لا بشرط» و یا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه