اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 453

صفحه 453

به صورت «بشرط لا» می‌گویید. آیا این اعتبار با قطع‌نظر از واقعیّت است؟ یا این که این اعتبار باتوجّه به واقعیّت است و این اعتبار، نقشه همان واقعیّت است؟ اگر با قطع‌نظر از واقعیّت است چطور اگر ضرب را به صورت «لا بشرط» اعتبار کنید قابل حمل بر زید است؟ چطور اگر ضرب به معنای کتک را- که هیچ اضافه‌ای بر این معنا ندارد- به صورت «لا بشرط» اعتبار کردید، با «زید» هوهویت پیدا می‌کند و بین زیدی که عبارت از یک انسان و ذات است با ضربی که به معنای کتک و یک معنای حدثی است، به مجرّد اعتبار شما، اتّحاد و هوهویت درست می‌شود و قضیّه حملیّه تشکیل می‌گردد، و اگر به صورت «بشرط لا» اعتبار کردید قابل حمل نیست؟ خیر، این‌ها ارتباطی با اعتبار ندارد. آنجا که شما می‌گویید: «زید ضارب»، واقعیّت، یک واقعیّت دیگر است و آن واقعیّت این است که ذاتی هست، مبدئی هست و تلبّس ذات به مبدأ تحقّق دارد، لذا شما به عنوان حکایت از آن واقعیت، «زیدٌ ضاربٌ» را به کار می‌برید ولی در «زیدٌ ضَرْبٌ» واقعیّتی وجود ندارد و لازم هم نیست واقعیّت وجود داشته باشد زیرا «ضَرْب» با «زید» اتّحاد ندارد، «ضرب»، صادر از زید و متحقّق از زید است نه این که متّحد با زید باشد و بین ضرب و زید یک اتّحاد و هوهویتی تحقّق داشته باشد. مرحوم آیت‌اللَّه حائری، گاهی که بعضی از مسائل فلسفی مطرح می‌شد می‌فرمود: «ما معقول درست نخوانده‌ایم ولی عقلش را داریم. عقل در جای خودش محفوظ است». آیا کدام عقلی اجازه می‌دهد که ما بین «زید ضَرْب» و «زید ضارب» یک چنین فرقی اعتباری قائل شویم و هیچ کاری به واقعیّت و تفاوتی که در واقع بین «ضارب» و «ضَرْب» وجود دارد نداشته و بگوییم: «ضارب» همان «ضَرْب لا بشرط» است. سؤال می‌شود «لا بشرط» چیست؟ بگوییم: «ما خودمان «ضَرْب» را «لا بشرط» اعتبار می‌کنیم و با این حیثیّت لا بشرطی آن را بر زید حمل می‌کنیم». مگر قضایای حملیّه در اختیار ماست که با یک اعتبار بتوانیم این مسائل را درست کنیم؟ «زید ضارب» حاکی از واقعیّت است. واقعیّت آن ربطی به مسأله «ضَرْب» ندارد. آنجا تلبّس مطرح

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه