اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 455

صفحه 455

کلام آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه»

ایشان می‌فرماید اگر ما بساطت را آن‌گونه که مرحوم آخوند بیان کرده، معنا کنیم دیگر نیاز به برهانی که محقّق شریف رحمه الله ذکر کرده پیدا نمی‌شود زیرا بساطتی که مرحوم آخوند فرموده است، معنایش این است: «آنچه از مشتق فهمیده می‌شود، امر واحدی است، اگرچه این معنا قابل انحلال باشد». این مسئله نیازی به برهان ندارد و از راه تبادر قابل حل است. در حالی که محقّق شریف رحمه الله برای اثبات مدّعای خود در مورد بساطت، برهان اقامه کرده است و اقامه برهان دلیل بر این است که آنچه از مفهوم بساطت به ذهن می‌آید، بساطت در مقام ادراک و تصوّر نیست.[276] پاسخ کلام آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه»: ما باید مطلبی که محقّق شریف رحمه الله در حاشیه شرح مطالع مطرح کرده است مورد بررسی قرار دهیم تا ببینیم آیا کلام آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه» تمام است یا نه؟ ولی قبل از این که به آن بحثها بپردازیم می‌گوییم: مگر مسأله بساطت و ترکیب مشتق، از اصل معنای مشتق بالاتر است؟ شما در اصل معنای مشتق، مسأله تبادر و امثال آن را مطرح می‌کردید آیا وقتی نوبت به مسأله بساطت و ترکیب رسید، شما خود را نیازمند به برهان و استدلال می‌بینید؟ حال، بساطت و ترکیب به هر معنایی باشد. این‌طور نیست که بگوییم: چون مسأله بساطت نیاز به استدلال دارد پس معنای آن غیر از بساطت به حسب ادراک و تصوّر است. خیر، این هم از شئون همان مشتق است. شما وقتی اصل مسأله مشتق را با تبادر و امثال آن ثابت کردید، اینجا هم همین‌طور است. ولی محقّق شریف رحمه الله، از منطقیّین است و در منطق، مسائلی چون تبادر و عدم صحت سلب مطرح نمی‌شود بلکه مسأله برهان و دلیل مطرح است لذا ایشان بر این مسئله اقامه دلیل کرده است. گذشته از این که دلیل محقّق شریف رحمه الله نیز مؤیّد فرمایش مرحوم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه