اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 457

صفحه 457

قرار می‌گیرد- یک چیز نیست بلکه درحقیقت دو چیز است. «الإنسان ضاحک» به معنای «الإنسان شی‌ء له الضحک» است بنابراین عنوان «شی‌ء» در معنای ضاحک دخالت دارد. در مورد ناطق هم همین‌طور است. پس اینجا هم ترتیب امور معلومه تحقّق دارد.[277]

کلام محقّق شریف رحمه الله در حاشیه شرح مطالع

اشاره

محقّق شریف رحمه الله خطاب به شارح مطالع می‌فرماید: این حرف که «هریک از ناطق و ضاحک، دو شی‌ء می‌باشند» باطل است، زیرا شما که پای «شی‌ء» را در معنای ناطق و ضاحک به‌میان می‌آورید آیا مقصود شما از «شی‌ء» چیست؟ آیا مراد شما مفهوم شی‌ء است یا مصادیق آن؟ مفهوم شی‌ء، یک مفهوم کلّی است. آیا شما می‌گویید: مفهوم شی‌ء، جزئیّت دارد برای معنای مشتق؟ یا این که می‌گویید: مصادیق شی‌ء، جزئیّت دارند برای معنای مشتق؟ انسان در «الإنسان ضاحک»، مصداق شی‌ء است. حیوان، مصداق شی‌ء است. زید و عَمرو و بکر از مصادیق شی‌ء هستند. می‌فرماید هرکدام را که قائل شوید دارای تالی فاسدی است که شما نمی‌توانید به آن ملتزم شوید: اگر قائل به جزئیّت مفهوم شی‌ء برای مشتق بشوید و بگویید: معنای «الإنسان ناطق» عبارت از «الإنسان شی‌ء له النطق» است، ما می‌گوییم: آنچه از خارج برای ما معلوم است این است که «ناطق» به عنوان فصل برای «انسان» است و فصل هر چیز، مقوّم ماهیّت آن چیز می‌باشد. «انسان» یک معنای جوهری است و «ناطق» به عنوان فصل آن می‌باشد و به عبارت دیگر: «ناطق» در اینجا به عنوان مقوّم ذات و مقوّم جوهر قرار گرفته است. حال جای این سؤال است که اگر قرار باشد «شی‌ء» در معنای «ناطق» دخالت داشته باشد آیا این «شی‌ء» جوهر است یا به صورت عرض عام است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه