اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 458

صفحه 458

که بر تمام چیزها حمل می‌شود؟ عنوان «شی‌ء» بر واجب، ممکن و حتّی بر ممتنع حمل می‌شود. شما وقتی «شریک الباری» را موضوع قرار می‌دهید، «شی‌ء» را برآن اطلاق می‌کنید. وقتی ما دیدیم چیزی هم بر واجب و هم بر ممکن و هم بر ممتنع صادق است می‌فهمیم این چیز عنوان ذاتی و عنوان جوهری ندارد. و از طرفی ما می‌بینیم با وجود این که مقولات، امور متباین هستند و امکان اجتماع بین آنها تحقّق ندارد، عنوان «شی‌ء» بر تمامی مقولات صدق می‌کند. در نتیجه عنوان شیئیّت، به ذات و ذاتیّات ارتباطی ندارد بلکه به عنوان یک وصف عام و عرض عام مطرح است که بر تمام مقولات و بر واجب و ممکن و ممتنع صادق است. پس «شی‌ء» به عنوان یک عرض عام مطرح است و اگر شما بخواهید «شی‌ء» را در معنای «ناطق» بیاورید باید ملتزم شوید که عرض عام داخل در جزء مقوّم- یعنی فصل- می‌باشد. درحالی‌که حساب ذاتیّات با حساب عرض عام و عرض خاص جداست. حتّی عرض خاص هم خارج از ماهیّت است چه رسد به عرض عام. و شما اگر عنوان «شی‌ء» را در معنای «ناطق» بیاورید لازم می‌آید که عرض عام داخل در فصل شده باشد، یعنی چیزی که خارج از ذات و خارج از قوام ذات است و به عنوان عرض مطرح است، جزء فصل و جزء مقوّم ذات شود. و چنین چیزی محال است. امّا اگر قائل به جزئیّت مصادیق «شی‌ء» در معنای مشتق شوید، اشکالی در مورد «ضاحک» پیدا می‌شود.[278] زیرا شما باید ملتزم شوید که مصداق «شی‌ء» به عنوان جزء برای معنای «ضاحک» است. و مصداق «شی‌ء» عبارت از خود «انسان» است. چیز دیگری نمی‌تواند مصداق «شی‌ء» باشد و در معنای «ضاحک» جزئیّت داشته باشد. در این صورت، معنای «الإنسان ضاحک» می‌شود: «الإنسان إنسان له الضحک». محقّق شریف رحمه الله می‌فرماید: اگر قبل از این که این حرفها پیش بیاید از شما در رابطه با جهت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه