اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 459

صفحه 459

منطقی قضیّه «الإنسان ضاحک» سؤال می‌کردند، چه جوابی می‌دادید؟ آیا قضیّه ضروریّه است یا قضیّه ممکنه یا فعلیّه؟ تردیدی نیست که این قضیّه، ممکنه است، «الإنسان ضاحک» یعنی «یمکن أن یکون الإنسان ضاحکاً». قضیّه ممکنه‌ای است که امکان آن فقط در ارتباط با انسان است. جمادات نمی‌توانند ضاحک باشند. محقّق شریف رحمه الله می‌فرماید: اشکال حرف شما این است که اگر شما مصداق «شی‌ء»- که عبارت از انسان است- را در معنای «ضاحک» بیاورید و قضیّه «الإنسان ضاحک» را به «الإنسان إنسان له الضحک» معنا کنید، جهت قضیّه، انقلاب پیدا می‌کند و قضیّه «الإنسان ضاحک» به صورت قضیّه ضروریّه درمی‌آید. و چنین انقلابی مستحیل است. در نتیجه ما باید بگوییم: معنای مشتق، هم از مفهوم «شی‌ء» و هم از مصداق «شی‌ء» فاصله دارد. پس درحقیقت، مرحوم محقّق شریف با این برهان می‌خواهد بساطت مفهوم مشتق را اثبات کند، در مقابل شارح مطالع که قائل به ترکیب در معنای مشتق بود.[279] بررسی کلام محقّق شریف رحمه الله و شارح مطالع قبل از بررسی کلام ایشان باید ببینیم آیا اینان بساطت و ترکیب را چگونه معنا کرده‌اند؟ آیا معنای بساطت- که محقّق شریف رحمه الله قائل است- به همان چیزی برمی‌گردد که حتّی هنگام تحلیل هم ترکّبی در آن وجود ندارد؟ یعنی همان چیزی که گفته می‌شد که بین مبدأ و مشتق هیچ مغایرتی تحقّق ندارد و مغایرت آن دو به «لا بشرط» بودن و «بشرط لا» بودن است؟ شارح مطالع می‌گفت: با نظر سطحی، ناطق و ضاحک، یک چیزند ولی با دقّت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه