اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 460

صفحه 460

درمی‌یابیم که معنای ناطق عبارت از «شی‌ء له النطق» و معنای ضاحک عبارت از «شی‌ء له الضحک» است. آیا شارح مطالع می‌خواهد همان تحلیل عقلی- که مرحوم آخوند در معنای مشتق ذکر کرد و اسم آن را بساطت گذاشت- را ذکر کند و اسم آن را ترکیب بگذارد،[280] یا این که این‌ها دو حرفند؟ در کلام شارح مطالع، مسأله تحلیل مطرح نشده است. ایشان می‌گوید: همین نظر بدوی را اگر از سطحی بودن بیرون بیاورید و با دقّت بررسی کنید مسأله ترکیب در کار است. پس ایشان نمی‌خواهد بگوید: ناطق، هنگام تحلیل عقلی، منحل به دو شی‌ء می‌شود. نظر دقّی غیر از تحلیل است. نظر دقّی معنایش این است که در ارتباط با همان ادراک خودتان اگر خوب نگاه کنید و نظر بدوی و سطحی را کنار بگذارید، ملاحظه می‌کنید ناطق دو چیز است، نه دو چیز تحلیلی بلکه دو چیز واقعی. بنابراین بین کلام مرحوم آخوند و کلام شارح مطالع فرق وجود دارد. ترکیبی که شارح مطالع قائل است غیر از بساطتی است که مرحوم آخوند معتقد است. مرحوم آخوند می‌گوید: معنای بساطت این است که هرچه شما به ذهن خود فشار بیاورید. از شنیدن مشتق، یک معنا به ذهن شما می‌آید، ولی همین معنا را اگر در بوته تحلیل عقلی قرار دهید، انحلال به دو شی‌ء پیدا می‌کند. مخصوصاً با توجّه به تشبیهی که مرحوم آخوند مطرح کرد- اگرچه ما در تشبیه ایشان مناقشه داشتیم-. مرحوم آخوند فرمود: با شنیدن کلمه «حجر» بیش از یک معنا به ذهن نمی‌آید ولی همین معنا با تحلیل عقلی به «شی‌ء له الحجریّة» انحلال پیدا می‌کند. بیان مطلب با عبارت دیگر: آیا مسأله تحلیل عقلی که در کلام محقّق خراسانی رحمه الله مطرح شد همان دقّتی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه