اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 461

صفحه 461

است که در کلام شارح مطالع ذکر شده است؟ به نظر ما این‌گونه نیست، این دو با یکدیگر فرق دارند. ترکیبی که شارح مطالع ذکر می‌کند شبیه ترکیب غلام زید است با این تفاوت که غلام زید در بادی نظر هم دو چیز است ولی ناطق در بادی نظر یک چیز است. امّا اگر بادی نظر کنار برود و مسأله دقّت جای آن را بگیرد ناطق نیز مانند غلام زید دو شی‌ء خواهد بود. ولی به‌نظر مرحوم آخوند معنای ناطق در هیچ مرحله‌ای- مربوط به مقام تصور و ذات معنا- دو چیز نیست مگر در مرحله تحلیل که در آنجا به دو چیز انحلال پیدا می‌کند. ولی مرحله تحلیل، غیر از مرحله دقّت نظر است. دقّت نظر در مقابل نظر سطحی مطرح است. پس درحقیقت، ترکیبی که شارح مطالع مطرح می‌کند ترکیب تحلیلی نیست. این ترکیب، مربوط به مرحله دقّت است و قبل از مرحله تحلیل است. علاوه بر این، محقّق شریف رحمه الله که در مقام جواب شارح مطالع برآمده و در مقابل ترکیب می‌خواهد مسأله بساطت را اثبات کند، همان بساطتی را درنظر دارد که ما گفتیم، زیرا اگر ناطق درنظر دقّی دارای ترکیب نباشد- هرچند در موقع تحلیل دارای ترکیب باشد- کجا لازم می‌آید عرض عام داخل در فصل شده باشد؟ کجا لازم می‌آید قضیّه ممکنه انقلاب به ضروریه پیدا کند؟ پس نفس استدلال محقّق شریف رحمه الله در مقابل شارح مطالع، دلیل بر این است که شارح مطالع، ترکیب را به همان نحوی که ما مطرح کردیم دیده است و استدلال محقّق شریف رحمه الله هم در مقابل او در ارتباط با نفی همان ترکیب است. اشکالی بر آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه»: از آنچه گفته شد معلوم گردید که آنچه آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه» فرمود که «از حرف محقق شریف و بیان شارح مطالع استفاده می‌شود که بساطت و ترکیبی که ایشان ذکر کرده‌اند غیر از بساطت و ترکیبی است که مرحوم آخوند ذکر کرده است» کلام درستی نیست بلکه بساطت و ترکیبی که محقق شریف رحمه الله و شارح مطالع ذکر کرده‌اند عین همان چیزی است که مرحوم آخوند بیان کرده است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه