اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 470

صفحه 470

به دو شی‌ء دارند، ظرفیت، متقوم به ظرف و مظروف است و به هر دو امر احتیاج دارد ولی درعین‌حال دارای واقعیّت است. این‌طور نیست که ظرفیّت، یک امر اعتباری باشد. لحاظ و اعتبار، در معنای ظرفیّت نقشی ندارد. اینجا که شما قید را خارج می‌کنید آیا تقیّد، داخل در محمول است یا خارج از آن می‌باشد؟ اگر بگویید: «تقیّد- مثل خود قید- خارج از محمول است» می‌گوییم، «پس گویا این متکلّم، آدم دیوانه‌ای است، او می‌خواسته قضیّه «الإنسان إنسان» را تشکیل دهد ولی آمده قضیّه «الإنسان ضاحک» را تشکیل داده است، هرچند شما بیایید اثری برآن بار کنید و بگویید: مثل عنوان مشیر، اشاره به محمول واقعی- که انسان است- دارد» کسی که آمده قضیّه «الإنسان ضاحک» را تشکیل داده است، آیا درحقیقت می‌خواسته «الإنسان إنسان» را بگوید یا این که چیز اضافه‌ای در محمول دخالت دارد؟

تردیدی نیست که چیز اضافه‌ای در محمول دخالت دارد هرچند شما آن اضافه را تقیّد بدانید. ولی تقیّد، یک واقعیّت و حقیقتی است که در معنای ضاحک نقش دارد و إلّا کسی نمی‌تواند ادّعا کند که ضاحک یعنی إنسان لیس إلّا، کاتب یعنی إنسان لیس إلّا، ناطق یعنی إنسان لیس إلّا، اگر چنین باشد باید کاتب و ضاحک و ناطق و ... الفاظ مترادف باشند. در نتیجه اگر تقیّد به عنوان یک واقعیّت در محمول نقش داشته باشد، محمول، انسان به وصف تقیّد است و انسان به وصف تقیّد، برای انسان ضرورت ندارد.

آنچه ضرورت دارد خود انسان است. اگر ضاحک، معنایش انسان فقط بود، این ضرورت داشت ولی اگر ضاحک، معنایش انسان با وصف تقیّد بود، قید هم یک امر غیر ضروری است، هرچند خود قید در محمول نقش ندارد ولی تقیّد به امر غیر ضروری در محمول نقش دارد. در این صورت آیا جهت چنین قضیّه‌ای ضرورت است یا امکان؟ آیا انقلاب، تحقّق پیدا می‌کند؟ آیا قضیّه ممکنه به ضروریّه منقلب می‌شود یا همان امکان به قوّت خود باقی است و انقلابی تحقّق ندارد؟ تردیدی در این نیست که امکان به قوّت خود باقی است و انقلابی تحقّق ندارد. خلاصه این که چون تقیّد معنای حرفی است گویا مرحوم آخوند، آن را فاقد ارزش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه