اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 477

صفحه 477

این ترکیب وصفی، موصوف 292] شما تکرار پیدا کرده باشد، چرا؟ لابد مرحوم آخوند می‌خواهد بگوید: اگر شما مفهوم شی‌ء را اخذ کرده باشید باید بگویید: «زید الذی شی‌ء له الکتابة» و در اینجا شی‌ء، همان زید است. و اگر مصداق شی‌ء را اخذ کرده باشید باید بگویید: «زید الذی زید له الکتابة»، در نتیجه لازم می‌آید که موصوف در ترکیب شما تکرار شده باشد درحالی‌که ما بالوجدان می‌بینیم که چنین تکرّری در کار نیست.[293] پاسخ دلیل مرحوم آخوند: ما در جواب مرحوم آخوند می‌گوییم: آنچه شما در ارتباط با مصداق گفتید[294]، مورد قبول ما نیست و برفرض هم آن را بپذیریم،[295] مطلبی که در ارتباط با مفهوم گفتید نمی‌تواند مورد قبول ما واقع شود. اگر ما مفهوم شی‌ء را در «الکاتب» اخذ کردیم و بعد به منظور «الکاتب» گفتیم: «زید الذی شی‌ء له الکتابة»، کجا موصوف تکرار شده است؟ اگر ما الذی را برداریم، قضیّه حملیّه درست می‌شود، مثل این که بگوییم: «زید شی‌ء له الکتابة». شما می‌خواهید حرف مرحوم محقّق شریف را بگویید و ادّعای انقلاب قضیّه ممکنه به قضیّه ضروریّه را بنمایید، درحالی‌که ظاهر کلام شما این است که این مطلب، غیر از ادّعای انقلاب است. اگر ما قضیّه حملیّه‌ای به‌صورت «زید شی‌ء له الکتابة» تشکیل دادیم آیا تکراری در کار است؟ آیا موضوع را در محمول اخذ کرده‌ایم؟ شما می‌گویید:

«شی‌ء به عنوان عرض عام مطرح است»، اگر ما شی‌ء را به عنوان عرض عام، صریحاً یا در بطن کاتب و ضاحک اخذ کردیم، کجا موصوف تکرار شده است؟ موصوف ما زید است، انسان است. انسان، حیوان ناطق است و شی‌ء به عنوان عرض عام مطرح است.

اگر «الإنسان شی‌ء له الکتابة» به عنوان تکرار موصوف مطرح است شما همه جا این حرف را بزنید. در «الإنسان ضاحک» و «الإنسان ناطق» نیز همین حرف را بگویید. در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه