اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 480

صفحه 480

و به عنوان عرض عام بر تمامی اشیاء عارض می‌شوند- در مشتق دخالت دارد. و ملاحظه شد که ادلّه بساطت نتوانست این مطلب را از بین ببرد. از طرفی اشاره کردیم که کسی نمی‌تواند این معنا را انکار کند که واقعیّت معنای مشتق، به ذات و مبدأ و تلبّس ذات به مبدأ نیاز دارد. و حتّی محقّق شریف رحمه الله هم که قائل به بساطت است می‌گوید: «ما قبول داریم که در انتزاع معنای مشتق، منتزع منه ما عبارت از سه چیز است و اگر این سه چیز تحقّق نداشته باشد، نمی‌توانیم آن معنای بسیط مشتق را انتزاع کنیم، آن سه چیز عبارتند از: ذات، مبدأ و تلبّس ذات به مبدأ». ما وقتی این حرف‌ها را کنار هم قرار می‌دهیم بحث می‌شود که آیا با شنیدن مشتق، یک معنای بسیطی به ذهن ما می‌آید و این امور سه‌گانه از محدوده ذهن خارج است- هرچند به صورت منتزع منه مطرح است- یا این که با شنیدن مشتق، همین‌ها به ذهن می‌آید و امر انتزاعی و واسطه‌ای در کار نیست؟ وقتی شما مبدأ را می‌شنوید، فقط حدث به ذهن شما می‌آید. وقتی فعل ماضی را می‌شنوید، هم حدث و هم نسبت حدث به ذات در زمان گذاشته یا یک معنایی که منطبق بر زمان گذشته است- در زمانیّات- به ذهن شما می‌آید. عین همین معنا را در مورد مشتق پیاده می‌کنیم. شما وقتی ضارب را می‌شنوید، با توجه به این که ضارب، اختصاص به انسان دارد، در دایره انسان، معنای «انسان متلبّس به ضرب» به ذهن شما می‌آید، آن‌هم با وصف ابهامی که دارد، یعنی زید یا بکر یا عَمرو را مشخص نمی‌کند. وقتی مثال بالاتری ذکر کنید و بگویید: «أبیض»، آیا از «أبیض» چه چیز فهمیده می‌شود؟ آیا از «أبیض» معنای «شی‌ء له البیاض» یا «شی‌ء اتّصف بالبیاض» را نمی‌فهمیم؟ چرا، ولی این که آیا شی‌ء عبارت از جسم است یا انسان است یا جماد است؟ کاری با این‌ها نداریم. درعین‌حال، مفهوم ابیض برای ما هیچ ابهامی ندارد.

اگر کسی ناآشنا به لغت عرب باشد و از شما معنای ابیض را سؤال کند- بدون این که کاری به جسم و امثال این‌ها داشته باشد- شما در جواب می‌گویید: ابیض چیزی است که معروضِ بیاض است، ابیض عبارت است از «شی‌ء عرض له البیاض،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه