اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 481

صفحه 481

شی‌ء اتّصف بالبیاض». به عبارت دیگر: اگرچه در واقعیت معنای مشتق- و لو به صورت منتزع منه که آنان می‌گویند- ما سه چیز لازم داریم ولی آیا آنچه متبادر از معنای مشتق است یک معنای بسیط غیر از این سه چیز است یا این که نفس همین واقعیّت به ذهن می‌آید؟

همان‌طور که در «زید فی الدار»، آن واقعیت ظرفیّت متقوّم به زید و دار در ذهن می‌آید، از شنیدن ضارب هم همان واقعیّت معنای مشتق به ذهن می‌آید؟ بنابراین وقتی انسان همه جوانب مسئله را ملاحظه می‌کند و از طرفی می‌بیند ادلّه بساطت ناتمام است و ازطرفی مصادیق شی‌ء، نقشی در معنای مشتق ندارند، انسان می‌تواند بگوید: آنچه از معنای مشتق به ذهن تبادر می‌کند یک معنای ترکیبی است به این صورت که ما یک ذات داریم و یک حدث و یک ارتباط بین ذات و حدث. یعنی همان معنایی که در افعال وجود دارد، در مشتق هم وجود دارد ولی بنا بر مشهور، در افعال، زمان یا چیزی که در زمانیّات منطبق بر زمان است- مثل ترقّب و تحقّق- مطرح می‌باشد. در مشتق هم همان معنا مطرح است، بدون این که قید زمان یا مسأله ترقّب و تحقّق- که در زمانیّات منطبق بر زمان می‌شود- وجود داشته باشد. آیا بین «ضَرَبَ» و «ضارب» فرق دیگری وجود دارد؟ اگر ما حیثیّت زمان یا مشابه زمان را از «ضَرَبَ» کنار بزنیم، آیا این خصوصیّات سه‌گانه در «ضَرَبَ» وجود ندارند؟ آیا معنای بسیطی در مورد آن مطرح است؟ خیر، در آنجا مبدأ و ذات و نسبت مطرح است، در ضارب هم همین‌طور است، بدون این که مسأله زمان یا مشابه زمان در مفهوم ضارب به حسب وضع نقشی داشته باشد. لذا به‌نظر می‌آید که مشتق دارای یک معنای مرکّبی است و این ترکیب، ترکیب تحلیلی نیست که با معنای بساطت مخالفتی نداشته باشد، خیر، همین معنا به ذهن انسان می‌آید. فرقی نمی‌کند که شما بگویید: «ضارب» یا بگویید: «شی‌ء ثبت له الضرب». اگر شما به منظور «ضارب» بگویید: «شی‌ء ثبت له الضرب» آیا کسی می‌گوید: «این دو با هم متغایرند، ضارب، معنای بسیطی است و «شی‌ء ثبت له

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه