اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 483

صفحه 483

اشکالی بر کلام آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه»

در بحث‌های گذشته گفتیم: آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه» مرکّب بودن مفهوم مشتق را پذیرفته است و یکی از ادلّه‌ای که برآن اقامه کرده، مسأله تبادر بود و ما این‌ها را قبول کردیم ولی ایشان مطلب دیگری نیز دارد که در اینجا می‌خواهیم با کلام خود ایشان آن را جواب دهیم. ایشان در ارتباط با معنای بساطت، حرف مرحوم آخوند را ردّ کرده و می‌فرمود:

مسأله تحلیل عقلی را که مرحوم آخوند ذکر می‌کند، همان ترکیب است و اصولًا قائل به ترکیب، همین تحلیل عقلی را قائل است و قائل به بساطت کسی است که می‌گوید: «به هیچ عنوان ترکیب وجود ندارد، حتّی عند التحلیل». همان گونه که گذشت ما از کلام شارح مطالع و محقّق شریف رحمه الله خلاف این را استفاده کردیم. اکنون می‌خواهیم از حرف خود آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه» در ردّ این حرف ایشان استفاده کنیم، پس می‌گوییم: ایشان که برای اثبات ترکیب، به تبادر تمسّک می‌کند- و ما هم آن را قبول داریم- سؤال این است که آیا ترکیبی که در اینجا متبادر است، ترکیب تحلیلی است یا ترکیب عند استماع اللفظ؟ ترکیب تحلیلی به این معناست که انسان بعد از شنیدن لفظ، باید مدّتی فکر کرده و مسئله را زیر و رو کند تا ترکیب تحقّق پیدا کند. این ترکیب تحلیلی با تبادر سازگار نیست، معنای تبادر مربوط به مسأله ادراک و تصوّر است و کسی نمی‌تواند تبادر را در ارتباط با تحلیل مطرح کند. تبادر مربوط به این مقام است که انسان لفظی را بشنود و چیزی به ذهن او بیاید، تبادر یعنی انسباق به ذهن، مبادرت به ذهن و مبادرت به ذهن از مرحله تصوّر است. تصوّر یعنی صورت ذهنیّه و این مربوط به مقام تبادر است. بنابراین اگر ما بساطت مرحوم آخوند را که مربوط به وحدت ادراک و وحدت تصوّر بود ولی عند التحلیل، دو شی‌ء می‌شد- مثل حجر که عند التحلیل به «شی‌ء له الحجریة» تحلیل می‌شد- قائل شویم این تحلیل نمی‌تواند با تبادر ارتباط داشته باشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه