اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 491

صفحه 491

تنها براساس لحاظ عقل و اعتبار است که بین مشتق و مبدأ، فرق به‌وجود می‌آید». لذا باتوجّه به این کلمات و بعض کلمات دیگر ما نمی‌توانیم بیان مرحوم آخوند در تفسیر کلام فلاسفه را بپذیریم و بگوییم: «کلام فلاسفه به این برگشت می‌کند که مشتق و مبدأ دو حقیقت جداگانه‌اند و اعتبار، هیچ‌گونه نقشی در این معنا ندارد». این مطلب مرحوم آخوند خلاف نظریّه اهل معقول است. سپس محقّق اصفهانی رحمه الله می‌فرماید: حاجی سبزواری در حاشیه اسفار دو دلیل دیگر از محقّق دوانی نقل کرده است که از آنها استفاده می‌شود فلاسفه، فرق بین مشتق و مبدأ را امری اعتباری می‌دانند:[304] دلیل اوّل: شما وقتی یک بیاضی را در جسمی مشاهده می‌کنید، اوّلین چیزی که در ارتباط با جسم جلب توجّه می‌کند، عرضی است که عارض برآن جسم است. و شما وقتی بیاض را در جسم ملاحظه کردید، عقل به ضرورت حکم می‌کند به این که خود این بیاض، ابیض است. این حکم عقل در مرحله‌ای است که هنوز وارد مرحله بعدی نشده‌اید. مرحله دوّم این است که شما ملاحظه کنید که بیاض، یک عنوان عرضی است و عرض، متقوّم به معروض است. قبل از مرحله عرض و معروض و این که عرض در وجودش احتیاج به معروض دارد، به مجرّدی که چشم شما به بیاض خورد، عقل حکم می‌کند به این که این بیاض، ابیض است و این دلیل بر این است که بین بیاض و ابیض فرق وجود ندارد و اگر ما بخواهیم بین بیاض و ابیض فرق بگذاریم لازمه‌اش این است که بیاض از مرحله اوّل و ابیض از مرحله دوّم باشد. اگر اختلاف بین بیاض و ابیض از حیث معنا و حقیقت باشد باید هرکدام را در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه