اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 493

صفحه 493

است پس چطور شما فرق را یک فرق اعتباری دانستید؟ ولی مسئله، محلّ دقّت و تأمّل است و ما باید ببینیم آیا می‌شود مسئله را به این صورت حل کنیم که هم فرق بین مشتق و مبدأ- نزد فلاسفه- به اعتبار باشد و هم اشکال صاحب فصول رحمه الله وارد نباشد؟ مرحوم حاجی سبزواری در حاشیه اسفار مطلب سوّمی مطرح کرده است که هم با کلام مرحوم آخوند و هم با کلام صاحب فصول رحمه الله منافات دارد. ایشان می‌فرماید:

سفیدیِ عارض بر جسم- به عنوان عرض- دو جور قابل ملاحظه و بررسی است: 1- سفیدی را در مقابل خود جسم قرار دهیم و بخواهیم فرق بین آن دو را بررسی کنیم و جهات اختلاف میان آن دو را ملاحظه کنیم، روشن است که بین عرض (سفیدی) و معروض (جسم) تباین تحقّق دارد، جسم در وجودش نیاز به موضوع ندارد ولی بیاض، نیاز به موضوع و معروض دارد. در این دید و بررسی، بیاض قابل حمل بر جسم نیست. بیاض، مباین با جسم است. بیاض، به عنوان وجودی غیر از وجود معروض مطرح است و درحقیقت، همان‌طوری که وقتی در ماهیات، انواع را مقایسه می‌کنیم می‌بینیم بین آنها بینونت وجود دارد و نمی‌تواند یکی از آنها بر دیگری حمل شود، در باب وجود هم همین‌طور است، یک نوع از وجود، وجود معروض است که استقلال دارد و در تحقّقش نیاز به شی‌ء دیگر ندارد، نوع دیگر از وجود، وجود عرض است که در تحقّقش نیاز به معروض دارد.[308] خلاصه این که در دید اوّل، ما هریک از این دو وجود را مستقلًا ملاحظه می‌کنیم که در این صورت، بین آنها تباین وجود دارد و هیچ‌گونه قابلیّت حمل و اتّحاد و هوهویت بین آن دو وجود ندارد. 2- سفیدی را مقابل جسم قرار ندهیم بلکه آن را به عنوان مرتبه‌ای از وجود جسم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه