اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 494

صفحه 494

درنظر بگیریم. به تعبیر دیگر: سفیدی را به عنوان این که ظهوری از ظهور جسم و چهره‌ای در ارتباط با جسم است درنظر بگیریم. در این صورت، قابلیّت حمل وجود دارد، زیرا سفیدی- با این دید- جدا از جسم نیست بلکه ظهورِ همان جسم و مرتبه‌ای از وجود جسم و چهره و قیافه جسم است. در اینجا بین جسم و سفیدی تباینی وجود ندارد.[309] پس درحقیقت، این اعتباری که اهل معقول در فرق بین مشتق و مبدأ مطرح می‌کنند، آن اعتبار صاحب فصول رحمه الله نیست، این‌طور نیست که مسئله در اختیار اعتبار انسان باشد. بلکه مسئله این است که سفیدی را به دو صورت می‌توان ملاحظه کرد، در یک صورت آن قابلیّت حمل ندارد، زیرا طرف مقابل جسم قرار گرفته و مباین با جسم واقع شده است، ولی در یک صورت آن، قابلیّت حمل وجود دارد زیرا سفیدی، خود جسم و چهره جسم است. این بهترین تفسیری است که در ارتباط با کلام فلاسفه می‌توان مطرح کرد که هم مغایر با کلام مرحوم آخوند و هم مغایر با کلام صاحب فصول رحمه الله است.

بررسی کلمات بزرگان در تفسیر کلام فلاسفه

استاد اعظم ما حضرت امام خمینی رحمه الله که تخصّص فوق‌العاده و کم‌نظیر بلکه بی‌نظیری در فلسفه داشتند در اینجا مطلب بسیار خوبی مطرح کرده‌اند، اگرچه در تقریرات درس ایشان، درست تقریر نشده است. ایشان می‌فرماید: اوّلًا: دلیلی که مرحوم حاجی سبزواری از محقّق دوانی نقل می‌کند، دارای اشکال است. محقّق دوانی گفت: عقل وقتی بیاض را ملاحظه می‌کند- قبل از رسیدن به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه