اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 495

صفحه 495

مرحله دوّم و ملاحظه نیاز بیاض به محل- بالضرورة، حکم به ابیضیّت می‌کند. حضرت امام خمینی رحمه الله می‌فرماید: برفرض که عقل یک چنین حکمی داشته باشد ولی مسئله این است که مفهوم مشتق و اختلاف بین مشتق و مبدأ را باید از عرف و لغت استفاده کرد نه از عقل، و ما اگر به عرف مراجعه کنیم و به عرف بگوییم: «البیاض ابیض» یعنی «سفیدی سفید است» عرف به ما می‌خندد. چیزی که شما می‌گویید:

«بداهت عقل آن را اقتضاء دارد»، مطلبی است که عرف زیر بار آن نمی‌رود. بله اگر گفتید: «جسم، ابیض است»، عرف آن را می‌پذیرد. بنابراین هرچند ما قبول کنیم که ضرورت عقل یک چنین اقتضایی دارد ولی عرف آن را نمی‌پذیرد. مسئله یک مسأله عقلی نیست. مگر مشتق چه خصوصیّتی دارد که ما برای تشخیص معنای آن باید به عقل مراجعه کنیم؟ مشتق چیزی است که بر معنایی وضع شده است و ما باید آن معنا را از طریق عرف و لغت به دست آوریم. ثانیاً: اشکالی هم بر خود حاجی سبزواری رحمه الله وارد است، زیرا ایشان فرمود: «در ارتباط با بیاض، ما به دو صورت می‌توانیم ملاحظه کنیم: یکی این که بیاض را مقابل جسم ملاحظه کنیم و دیگر این که بیاض را به عنوان این که ظهور برای جسم و چهره جسم است ملاحظه کنیم. بنا بر فرض اوّل، بیاض قابل حمل نیست ولی بنا بر فرض دوّم، قابل حمل است». می‌گوییم: بنا بر فرض دوّم هم قابل حمل نیست و بیاض را به هر صورتی ملاحظه کنیم قابل حمل بر جسم نیست. بله، ابیض قابل حمل است و این کشف می‌کند از این که ابیض، معنایی مغایر با بیاض دارد که بیاض قابل حمل نیست ولی ابیض قابل حمل است.[310] در اینجا مطلب سوّمی مطرح است و آن این است که ما باید ببینیم آیا مقصود از مبدأ چیست؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه