اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 501

صفحه 501

فصول رحمه الله) خواستید از یک اشکال فرار کنید، گرفتار اشکال دیگری شدید. شما دیدید بین جسم و بیاض، تغایر وجودی مطرح است، برای فرار از این تغایر وجودی، از جسم و بیاض، مجموع مرکّبی درست کرده، آن را موضوع و بیاض را محمول قرار دادید. و روشن است که تغایر کلّ و جزء تغایر حقیقی است و شما خواستید از مغایرت حقیقی بین جسم و بیاض فرار کنید، به یک مغایرت حقیقی دیگر گرفتار شدید. از این بالاتر، مرحوم آخوند می‌فرماید: در قضایای حملیّه‌ای که در مقام تعریف وارد شده- مثل «الإنسان حیوان ناطق»- ما نمی‌بینیم کسی مسأله ترکیب را مطرح کرده باشد، کسی نیامده موضوع و محمول را ترکیب کرده و آن را موضوع قرار دهد و سپس جزء آن موضوع را به عنوان محمول قرار دهد.[312]

بررسی کلام مرحوم آخوند

اوّلًا: کلام مرحوم آخوند در اینجا قدری اضطراب دارد، زیرا مرحوم آخوند خیال کرده است که صاحب فصول رحمه الله تنها ملاک حمل را همین ملاک دوّم- یعنی مغایرت حقیقی و اتّحاد اعتباری- قرار داده است، درحالی‌که صاحب فصول رحمه الله دو ملاک برای حمل مطرح کرد و ملاک غالب و شایع، همان ملاک اوّل است و ملاک دوّم به عنوان ملاک غیر شایع مطرح است. لذا مرحوم آخوند در جواب صاحب فصول رحمه الله فرموده است:

«در حمل، ملاحظه ترکیب معتبر نیست». ثانیاً: کجا صاحب فصول رحمه الله در قضیّه «الإنسان حیوان ناطق» مسأله ترکیب را مطرح کرده است؟ صاحب فصول رحمه الله این مطلب را در مورد جایی گفته که موضوع و محمول، تغایر وجودی دارند و خود ایشان به این مطلب تصریح کرده، لذا ما گفتیم:

بیان صاحب فصول رحمه الله در جواب فلاسفه است. فلاسفه، در فرق بین مشتق و مبدأ بحث می‌کردند، صاحب فصول رحمه الله فرمود: «ضَرْب، با زید تغایر وجودی دارد، ضَرْب، به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه