اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 512

صفحه 512

دارای دو جهت است: جهت اوّل: با توجه به آنچه قبلًا گفتیم که «مشتق دارای معنایی است که ذاتاً قابل حمل است ولی مبدأ دارای معنایی است که ذاتاً قابل حمل نیست»، می‌گوییم:

تردیدی نیست که باید بین مبدأ و ذات، نوعی مغایرت تحقّق داشته باشد که این مغایرت سبب شود که اگر ذات، تلبّس به مبدأ پیدا کرد، عنوان مشتق، تحقّق پیدا کند. جهت دوّم: علاوه بر وجود تغایر بین ذات و مبدأ، باید ارتباطی هم بین آنها وجود داشته باشد، ضَرْب با زید، تغایر دارد، با عَمرو هم تغایر دارد، امّا بین زید و ضَرْب، یک نوع ارتباط- مثلًا صدوری- تحقّق دارد ولی بین ضَرْب و عَمرو، هیچ نوع ارتباطی در کار نیست. هر دو جهت فوق مورد مناقشه قرار گرفته است و چون بعضی از بحث‌ها بین هر دو جهت مشترک است لذا باید هر دو جهت را باهم مورد بحث قرار دهیم:

جهت اوّل (کیفیت تغایر بین ذات و مبدأ)

اشاره

در ارتباط با کیفیت تغایر بین ذات و مبدأ، دو نظریّه مطرح است:

1- نظریّه مرحوم آخوند

مرحوم آخوند معتقد است: مغایرتی که بین مبدأ و ذات لازم است، مغایرت در عالم مفهوم است یعنی همان مغایرت مفهومی کفایت می‌کند. نتیجه این کلام مرحوم آخوند این است که اطلاق مشتقات بر خداوند به نحو اطلاق آنها بر مخلوقین است.

یعنی همان‌طورکه می‌گوییم: «زیدٌ عالمٌ»، در مورد خداوند هم می‌گوییم: «اللَّه تعالی عالمٌ»، هر دو مشتق است و اطلاق در هر دو به یک صورت است و این‌طور نیست که در «اللَّه تعالی عالمٌ» تغییری در ماده و هیئت «عالم» داده شود یا مثلًا در «زید عالمٌ» تغییری در کار باشد. با این که در جای خودش ثابت است که صفات جمالیه (/ ثبوتیه) خداوند، با ذات

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه