اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 518

صفحه 518

نظریّه چهارم: نظریّه مرحوم آخوند

مرحوم آخوند می‌فرماید: قیام، به آن معنایی که شما از این کلمه برداشت می‌کنید، در مشتق لازم نیست. آنچه در مشتق لازم است تلبّس ذات به مبدأ است. اگرچه ایشان در چند سطر بعد، کلمه قیام را می‌آورد ولی نمی‌خواهد روی آن تکیه کند. امّا آیا تلبّس، به چه صورتی باید باشد؟ می‌فرماید: تلبّس، معنای عامی است که قیام حلولی، قیام صدوری، ارتباط وقوعی- که مربوط به اسم مکان است- اسم آلت و عناوینی که مابازاء خارجی ندارند و مجرّد اعتبارند- مثل عنوان مالک- را شامل می‌شود. شما به همان ترتیبی که ضارب را استعمال می‌کنید مالک را هم استعمال می‌کنید. آیا ملکیت، یک واقعیتی است که قیام حلولی به مالک دارد؟ خیر، این گونه نیست. شما وقتی می‌گویید: «الجسم أبیض»، بیاض یک واقعیت است و این واقعیت هم قیام به جسم دارد، قیامش هم حلولی است. ولی در «زید مالک» نمی‌توانید مسئله را این‌گونه تصویر کنید. لذا ایشان می‌گوید: ما یک دایره وسیعی برای این معنا ترسیم می‌کنیم و اسم آن را اتصاف و تلبّس می‌گذاریم خواه کلمه قیام صدق کند یا نه؟ و قیام آن به هر نوع باشد، تلبّس هر نوع باشد، و این تلبّس، در اسم فاعل، در اسم مفعول، در اسم مکان، در اسم آلت و در امور اعتباریه و انتزاعیه تحقّق دارد. مرحوم آخوند می‌گوید: این تلبّس، انحاء مختلفی دارد. اختلاف آن گاهی در ارتباط با هیئات و گاهی در ارتباط با مواد است. هیئت فاعل، دارای نوعی تلبّس و هیئت مفعول دارای نوعی دیگر و هیئت اسم مکان دارای نوع سوّم و هیئت اسم آلت دارای نوع چهارم از تلبّس است. گاهی هم اختلاف، در ارتباط با مواد است، زیرا گاهی مواد به صورت حلولی مطرحند مثل جسم نسبت به بیاض، گاهی به صورت صدوری مطرحند، مثل ضرب نسبت به ضارب و گاهی تحقّق خارجی دارد، یعنی مابازاء خارجی دارد و گاهی هم امری انتزاعی و اعتباری است، مثل ملکیت و زوجیت.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه