اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 519

صفحه 519

آن‌وقت گویا از ایشان سؤال می‌شود: شما در مورد «اللَّه تعالی عالم» مسئله را چگونه حل می‌کنید؟ ایشان می‌خواهد بفرماید: در اینجا هم تلبّس تحقّق دارد، ذات خداوند، متلبّس به علم و قدرت است ولی نه آن تلبّسی که عرف درک می‌کند. عرف از معنای تلبّس، اثنینیت و مغایرت حقیقی بین ذات و مبدأ را می‌فهمد. به عبارت دیگر: آنچه عرف از تلبّس می‌فهمد، تلبّس معمولی است و تلبّسی که در مورد ذات پروردگار وجود دارد و بالاترین مرتبه تلبّس است- چون به حدّ عینیّت و اتّحاد رسیده است- برای عرف قابل درک نیست. و در حقیقت، عرف، این را تلبّس به حساب نمی‌آورد. مرحوم آخوند می‌فرماید: ولی ما مجبور نیستیم که در همه موارد به عرف مراجعه کنیم. آنجا که ما مجبوریم به عرف مراجعه کنیم در ارتباط با مفاهیم است. ما وقتی به عرف مراجعه کنیم و معنای مشتق را بپرسیم، عرف می‌گوید: «مشتق، ذات متلبّس به مبدأ است». ولی تشخیص مصادیق تلبّس، مربوط به عرف نیست. عرف جایی را که به نحو اتّحاد و عینیت است، به عنوان تلبّس نمی‌داند. و ما هم در مصادیق کاری به عرف نداریم بلکه فقط در اصل معنای مشتق باید به عرف مراجعه کنیم.[322]

نظریّه پنجم: نظریّه امام خمینی رحمه الله و آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه»

اشاره

آنچه از کلام این دو بزرگوار استفاده می‌شود این است که ما اصلًا نیازی به تلبّس ذات به مبدأ نداریم. مرحوم آخوند، تلبّس ذات به مبدأ را معتبر دانست و ناچار شد دایره تلبّس را توسعه دهد و عنوان تلبّس را شامل مواردی که عرف نمی‌پذیرد بداند. در نتیجه مجبور شد مرجعیت عرف را خدشه دار کرده بگوید: عرف، فقط در تعیین مفاهیم، مرجعیت دارد ولی در تشخیص مصادیق، لازم نیست به عرف مراجعه شود. این دو بزرگوار می‌فرمایند: ما می‌گوییم: چه کسی گفته: «در مشتق، عنوان تلبّس اعتبار دارد»، تا شما ناچار شوید یک چنین مشکلاتی برای خودتان پیش آورید؟ خیر، نه آیه‌ای مسأله تلبّس را مطرح کرده و نه روایتی در این زمینه وارد شده است، حتّی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه