اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 73

صفحه 73

استفاده می‌شود. شما می‌گویید: این (أقم الصلاة) که در آیه آمده و معنایش این است که شما می‌دانید صلاة چیست و وجوب نماز را هم می‌دانید، فقط آمده‌ایم اوقات نماز را برای شما بیان کنیم و بگوییم: اوقات نماز، (لدلوک الشمس إلی غسق اللیل) است.

آیا صلاة در (أقم الصلاة) معنایش این است؟ یعنی همان چیزی که در شبانه روز پنج نوبت خوانده می‌شود. آیا مردم، آیه را این گونه معنا می‌کنند؟ پس (لدلوک الشمس) برای چه آمده است؟ آیا می‌توانیم بگوییم: از (أقم الصلاة) یک معنای مبهمی را می‌فهمیم؟ با چه چیزی به آن معنای مبهم اشاره کنیم؟ آیه تازه می‌خواهد اوقات صلاة را بگوید. زوال شمس تا نصف شب که وقت برای چهار نماز است در این آیه مطرح شده است. خلاصه این که ما نمی‌توانیم بگوییم: «متشرعه، از معنای صلاة، یک معنای مبهم یدرک و لا یوصف را استفاده می‌کنند و راه‌های معرفی آن معنا عبارت از راه‌هایی است که بعد از دستور (أقیموا الصلاة) آمده است». آیه شریفه (انّ الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر)[53] بعد از مدتها نازل شده است و ما که طلبه هستیم تا وقتی به کفایة الاصول نرسیده و حرف مرحوم آخوند را ندیده‌ایم و یا تفسیر آیه را مطالعه نکرده‌ایم این آثار به ذهنمان نمی‌آید. الآن هم که چند روزی است در این زمینه بحث می‌کنیم باز وقتی من کلمه «صلاة» را می‌گویم، به ذهن شما مسئله نهی از فحشاء و منکر نمی‌آید، تا چه رسد به متشرعه کوچه و بازار که اصلًا اطلاعی از این آثار و خواص نماز ندارند، ولی در عین حال، وقتی کلمه صلاة نزد متشرعه مطرح می‌شود می‌فهمند که صلاة عبادتی است که دارای اجزاء و شرایطی می‌باشد و خصوصیاتی- مثل روبه‌قبله بودن و ...- در آن معتبر است. تمام این خصوصیات، در ذهن متشرعه نقش می‌بندد. در این صورت، چگونه می‌توان گفت که جز یک معنای مبهم یدرک و لا یوصف- که با این آثار باید توصیف شود- به ذهن نمی‌آید؟ این خلاف چیزی است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه