اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 83

صفحه 83

نماز خواندن است. سپس می‌فرماید: ولی در عین حال که این حرف را می‌زنیم در دو مورد با مشکل مواجه می‌شویم که یکی از آن دو قابل توجیه است ولی دیگری را نمی‌توان توجیه کرد: مورد اوّل، صلاة غریق است. غریق وقتی با آن توجّه قلبی نماز می‌خواند و در ظاهر حتی قدرت اشاره به چشم و ابرو هم ندارد، چگونه می‌توان آن توجه قلبی را صلاة نامید؟ ایشان می‌فرماید: در توجیه این مورد می‌توان گفت: اطلاق صلاة بر صلاة غریق، اطلاق حقیقی نیست بلکه به نحو مجاز و مسامحه است همان گونه که در ارتباط با صلاة میت گفتیم که احتمالًا از دایره صلاة بیرون است. مورد دوّم، این است که شما شرایط قسم اوّل را داخل در محل نزاع دانسته و شرایط قسم دوّم و سوّم را از محل نزاع خارج دانستید با این که شرایطی چون طهارت- از شرایط قسم اوّل- دخالتی در کیفیت صلاة ندارد، کسی که مشغول نماز است، متشرعه می‌گوید: «هذا الشخص یصلّی»، کجای این نوشته که «إنّه مع الطهارة»؟

طهارت که دیدنی نیست. و به عبارت علمی: در باب اجزاء- در مثل خانه و امثال آن- هرچند مواد و هیئت خاصی دخالت ندارند ولی اجزاء، ملموس و محسوسند. هر جزء و هر ماده‌ای در نظر گرفته شود، بالاخره دیده می‌شود. ولی در باب شرایط، خود شرایط، داخل در موضوع له و مسمّی نیستند بلکه تقیّدشان دخالت دارد و به تعبیر دیگر: معیّت آنها مطرح است.

ولی آیا این معیّت، از کجا احساس می‌شود؟ از کجا می‌توان فهمید این صلاة با طهارة است و آن دیگری بدون طهارت است تا به اوّلی بگوییم: هذه صلاة و به دوّمی بگوییم: هذه لیست بصلاة؟ آنچه فاقد طهارت است- از نظر جنبه ترکیبی- چه نقصی در آن وجود دارد؟ خلاصه این که در باب اجزاء می‌توانیم مسئله را تمام کنیم ولی در باب شرایط قسم اوّل، این مشکل برای ما پیش می‌آید.[59]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه