اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 86

صفحه 86

چه‌کاره‌ایم که تصویر جامع کنیم؟ تصویر جامع را شارع و واضع باید مطرح کند. ما وقتی معنای صحیح به ذهنمان متبادر شد می‌فهمیم که شارع، یک جامعی بین افراد صحیح در نظر گرفته و لفظ صلاة را برآن وضع کرده است- چون وضع عام و موضوع له عام است- ولی کدام ضرورت اقتضاء می‌کند که ما تصویر جامع کنیم؟

مگر برای ما ضرورت دارد که آنچه را شارع متصدی شده، درک کنیم؟ ما به لحاظ این که وضع عام و موضوع له عام است می‌دانیم که شارع مقدس یک جامعی را در نظر گرفته ولی آیا آن جامع کدام است؟ برای ما ضرورتی ندارد که دنبال آن بگردیم.

حتی از راه آثار هم- آن‌گونه که مرحوم آخوند می‌فرماید- لازم نیست که ما آن جامع را بدست بیاوریم. ما در مقام تسمیه و وضع دخالتی نداشتیم بلکه ما از انضمام دو مطلب دریافتیم که باید جامعی در کار باشد و شارع آن جامع را در نظر گرفته است یکی از آن دو مطلب این بود که در ما نحن فیه وضع عام و موضوع له عام است و دیگر این که مقتضای تبادر، یک معنایی است که نمازهای فاسد از آن بیرون است. حال که چنین است برای ما چه ضرورتی دارد که تصویر جامع کنیم؟ سؤال: اگر ما جامع را ندانیم چیزی به ذهنمان انسباق و تبادر پیدا نمی‌کند پس چگونه می‌توانیم از راه تبادر آن معنا را بدست آوریم؟ جواب: این جهت، مانعی ندارد. در خیلی از موارد، الفاظی وجود دارد که از آنها معنایی واضح و روشن به ذهن می‌آید ولی انسان نمی‌تواند حقیقتِ آن معانی را بیان کند. البته نه به معنای این که لفظ، اجمال دارد یا در معنا ابهام وجود دارد بلکه معنا را انسان می‌فهمد ولی به حقیقتِ آن نمی‌تواند وقوف پیدا کند. مثلًا آیا لفظ «وجود» لفظ مبهمی است؟ اگر مبهم است چرا برای معنای آن اصالت قائلید؟ بنابراین ابهامی ندارد ولی در عین حال نمی‌توانیم حقیقتِ وجود را بیان کنیم. در نتیجه جامعی وجود دارد و این جامع برای شارعْ معین است و از طریق تبادر هم برای ما روشن است ولی تصویر آن برای ما ضرورتی ندارد.[61]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه