اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 108

صفحه 108

مخالفت، شک در موافقت و مخالفت. و برفرض که واقعیت علم را در دو صورت آن یک چیز بگیریم ولی واقعیت علم و شک، دو چیزند. در نتیجه مقصود اشاعره از «کلام نفسی» نمی‌تواند این جهات سه‌گانه باشد. پس چه چیز دیگری در نفس وجود دارد؟ یکی از چیزهایی که ما در ارتباط با نفس مطرح کردیم مسأله اراده و مبادی آن بود. آیا مقصود اشاعره از «کلام نفسی» عبارت از «اراده و مبادی آن» می‌باشد؟ خیر، چنین چیزی هم نمی‌تواند باشد زیرا: اوّلًا: اشاعره همان‌طور که تصریح دارند «کلام نفسی، غیر از علم است»، در باب اراده هم تصریح کرده‌اند که «کلام نفسی، غیر از اراده است». آنان می‌گویند:

«کلام نفسی»، نه علم است و نه اراده، بلکه یک صفت نفسانی دیگری است. ثانیاً: دلیل بر وجود اراده این بود که سخن گفتن، فعل اختیاری است و هر فعل اختیاری، مسبوق به اراده است. و اگر اینان بخواهند اراده را «کلام نفسی» بنامند باید در مورد سایر افعال اختیاریه نیز قائل به کلام نفسی شوند و مثلًا بگویند: «بنّا» هم وقتی می‌خواهد شروع به بنّایی کند، در او یک «کلام نفسی» وجود دارد، چون بنّایی هم فعل اختیاری و مسبوق به اراده است، در حالی که اینان چنین حرفی نمی‌زنند.

اشاعره، اگرچه دایره «کلام نفسی» را از خداوند به بشر هم سرایت دادند ولی درعین‌حال، آن را در محدوده الفاظ و جملات می‌دانند و در مورد سایر افعال اختیاری چنین چیزی نمی‌گویند. پس معلوم می‌شود که «کلام نفسی»، واقعیتی مربوط به کلمات و در محدوده جملات است. در مورد خداوند هم که قائل به «کلام نفسی» می‌شدند به اعتبار این بود که می‌گفتند: چون قرآن، «کلام اللَّه» است پس می‌توان «متکلّم» را به خداوند اطلاق کرد. سپس آمدند در مورد خداوند، «کلام نفسی» را مطرح کردند، نه به‌عنوان اینکه اراده وجود دارد، و در ما نیز فعل اختیاری مسبوق به اراده است. بنابراین، مراد اشاعره از «کلام نفسی» نمی‌تواند اراده باشد. ثالثاً: اراده، مسبوق به مبادی است و اوّلین مبدأ اراده، تصور است و تصوّر، یکی از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه