اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 127

صفحه 127

ما به‌وسیله زبان و در مورد خداوند، به احداث در شجره و سنگریزه و امثال آن است. ممکن است کسی بگوید: اگر ما کلمه «متکلّم» را در ارتباط با عنوان «کلام» بدانیم نه در ارتباط با «کَلْم»، اشکالات ذکر شده، برآن وارد نمی‌شود. در پاسخ می‌گوییم: «کلام» دارای معنای حدثی و مصدری نیست، بلکه به‌معنای «سخن» است و «سخن»، معنای مصدری نیست و ما اگر بخواهیم «متکلم» را در ارتباط با «کلام» بدانیم، ناچاریم کلمه «ایجاد- که معنای مصدری و حدثی درست می‌کند- به آن متّصل کرده و بگوییم: تکلّم، به معنای ایجاد کلام است و نمی‌توان گفت: «تکلّم به معنای کلام است» پس آنچه مربوط به متکلّم است، سخن گفتن و ایجاد کلام است نه خود کلام، و به‌لحاظ همین گفتن و ایجاد است که سخن، با متکلّم، ارتباط پیدا می‌کند. در این صورت، به همان حرف اوّل برگشت می‌کند و آن این است که همان‌طور که تکلّم در انسان به معنای ایجاد کلام است در خداوند نیز به‌معنای ایجاد کلام است ولی با توجه به اینکه انسان دارای زبان است و خداوند از صفات جسمیت منزّه است، ایجاد کلام در انسان، با زبان بوده ولی خداوند، در شجره و امثال آن، ایجاد کلام می‌کند. و به این ترتیب، جواب اشاعره داده می‌شود ولی حضرت امام خمینی رحمه الله در اینجا کلامی دارند که لازم است اشاره‌ای به آن داشته باشیم.

کلام حضرت امام خمینی رحمه الله‌

حضرت امام خمینی رحمه الله می‌فرماید: اطلاق «متکلّم» در مورد خداوند، نه به‌صورتی که معتزله گفته‌اند صحیح است و نه به‌صورتی که بعض اهل تحقیق عقیده دارند. توضیح اینکه معتزله عقیده داشتند: تکلّم در مورد خداوند به این صورت است که خداوند، در شجره و سنگریزه و امثال آن، ایجاد کلام می‌کند. و بعض اهل تحقیق عقیده داشتند: تکلّم به‌معنای ایجاد کلام است ولی ایجاد کلام در مورد ما به‌وسیله زبان و در مورد خداوند بدون واسطه است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه