اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 129

صفحه 129

1- نظریه مرحوم آخوند

از کلام مرحوم آخوند استفاده می‌شود که قائلین به «اتحاد طلب و اراده»، «کلام نفسی» را نفی می‌کنند ولی قائلین به «مغایرت بین طلب و اراده»، ملتزم به «کلام نفسی» می‌باشند.[109] شاید این ارتباط، از این جهت باشد که اشاعره در مورد جمل انشائیه طلبیه، از «کلام نفسی» به «طلب» تعبیر می‌کردند. اطلاق طلب بر «کلام نفسی» در جمل انشائیه، زمینه این مسئله شده است که بعضی- مانند مرحوم آخوند- تصوّر کرده‌اند بین مسأله «کلام نفسی» و مسأله «طلب و اراده»، ارتباط و اتصال برقرار است به‌گونه‌ای که اگر کسی قائل به «کلام نفسی» شد، باید «طلب و اراده» را متغایر ببیند و اگر «طلب و اراده» را متحد دانست باید قائل به نفی «کلام نفسی» بشود. درحالی‌که واقعیت مسئله این است که این دو بحث، مستقل بوده و هیچ ارتباطی به هم ندارند، یعنی کسی ممکن است کلام نفسی را منکر شود- که واقعیت مسئله هم همین است- ولی در عین حال، طلب و اراده را متغایر ببیند. اگر ما بگوییم: طلب برای معنایی غیر از معنای اراده، وضع شده است، از کجای این استفاده می‌شود که آن معنای دیگر، همان «کلام نفسی» است که اشاعره به آن ملتزم هستند؟ ممکن است آن معنای دیگر- همان گونه که بعداً هم ذکر خواهیم کرد- یکی از همین معانی باشد که ما خودمان به آن ملتزم هستیم ولی آن معنا، «کلام نفسی» نباشد که اشاعره به آن ملتزمند. بالأخره اگر ما همانند مرحوم آخوند- که در فرق بین دو مسئله، همیشه بر جهت و حیثیت بحث تکیه می‌کند و حیثیت مورد بحث در یک مسئله را متغایر با حیثیت مورد بحث در مسأله دیگر می‌داند و همین تغایر حیثیت را سبب استقلال دو مسئله می‌داند- جهت بحث را ملاحظه کنیم، در ما نحن فیه نیز مسئله به همین کیفیت می‌شود. ما کلام نفسی، در مورد خداوند را نفی کردیم و تمام شد و خیلی هم به ما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه