اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 130

صفحه 130

ارتباطی ندارد. اما در جمل انشائیه طلبیه، اشاعره می‌گفتند: «غیر از مسأله اراده، یک واقعیت نفسانی دیگری تحقق دارد که از آن به «طلب» و «کلام نفسی» تعبیر می‌شود». در این مرحله، محور بحث این است که آیا غیر از مسأله اراده- که خود از صفات نفسانیه است- واقعیت نفسانیه دیگری هم داریم یا نه؟ در اینجا، اشاعره، بر وجود چنین واقعیت نفسانیه‌ای اقامه دلیل کردند و مسأله اوامر امتحانیه و اعتذاریه را مطرح کردند و ما هم استدلال آنان را جواب داده و وجود یک چنین واقعیت نفسانیه‌ای- غیر از مسأله اراده- را نفی کردیم. و اگر بخواهیم این بحث را اصطلاحی کنیم می‌گوییم:

بحث ما با اشاعره، بحثی فلسفی است، زیرا فلسفه، دنبال واقعیات می‌گردد. اثبات یک واقعیت یا نفی آن، مربوط به فلسفه است. ولی آیا محور بحث، در مسأله اتحاد طلب و اراده، چیست؟ محور بحث در این مسئله، همان چیزی است که در اوایل بحث اشاره کردیم و آن این است که آیا طلب و اراده، یک معنا دارد یا دو معنا؟ و چنین نزاعی، نزاع در وجود و عدم یک واقعیت نیست بلکه نزاع در این است که آیا دو لفظ «طلب» و «اراده» برای یک معنا وضع شده‌اند یا برای دو معنا؟ آن‌وقت، اگر برای دو معنا وضع شده باشند، ممکن است معنای طلب، غیر از «کلام نفسی» باشد و واقع مسئله هم همین است که ما در آینده- إن‌شاءاللَّه- پیرامون آن بحث خواهیم کرد و خواهیم گفت که بزرگانی عقیده دارند «طلب» و «اراده» برای دو معنا وضع شده‌اند ولی هیچ‌یک از آن دو معنا، به «کلام نفسی»- آن‌گونه که اشاعره می‌گویند- ارتباطی ندارد. بنابراین ما وقتی حساب می‌کنیم، می‌بینیم هیچ اتصال و ارتباطی بین این دو مسئله وجود ندارد. مسأله اوّل، بحث خاص و مستقلی است و محور خاصی دارد و یکی از مباحث فلسفی شناخته می‌شود ولی مسأله دوم، بحث دیگری است که هیچ‌گونه ارتباطی به مباحث فلسفه ندارد. اینکه آیا «طلب» و «اراده» برای دو معنا وضع شده‌اند یا برای یک معنا؟ و آیا معنای دومی که لفظ «طلب» برای آن وضع شده، چیست؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه