اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 131

صفحه 131

این‌ها چه ارتباطی می‌تواند با بحث‌های فلسفی داشته باشد؟ لذا ما باید این دو بحث را از یکدیگر جدا کنیم، همان‌طور که واقعاً هم جدا هستند.

و ما از بحث اوّل، فارغ شدیم و «کلام نفسی» را به‌طور کلّی نفی کردیم، چه در مورد خداوند و چه در مورد غیر خداوند، در جملات خبریه و انشائیه طلبیه و غیر طلبیه. ولی بحث در جهت دوم باقی است و هیچ‌گونه ابتنائی هم بر بحث در جهت اوّل ندارد.

بحث در جهت دوم، بحث مستقلی است. می‌خواهیم ببینیم آیا «طلب» و «اراده» برای دو معنا وضع شده‌اند یا برای یک معنا؟ مرحوم آخوند می‌فرماید: این دو، برای یک معنا وضع شده‌اند. موضوع له- که عبارت از مفهوم است- در مورد هر دو، یک چیز است. اراده حقیقیه- که مصداق حقیقی این مفهوم است- همان «طلب» است و بین تعبیر به اراده حقیقیه و تعبیر به طلب حقیقی، هیچ فرقی وجود ندارد. در ارتباط با مقام انشاء و در ارتباط با مقام وجود ذهنی هم همین‌طور است و اتحاد، در همه مراتب محفوظ است. فقط در یک جهت بین این‌ها تفاوت وجود دارد و آن، در مقام انصراف است. وقتی شما کلمه «اراده» را- بدون قید- اطلاق کنید، انصراف به اراده حقیقیه پیدا می‌کند، و اراده حقیقیه، عبارت از صفت نفسانیه قائم به نفس است. ولی وقتی کلمه «طلب» را- بدون قید- اطلاق کنید، انصراف به طلب انشائی پیدا می‌کند. و ما در آن بحث گفتیم که در اینجا گویا دو لفظ مترادف داریم که فقط در مقام انصراف، بین آنها، مغایرت وجود دارد.[110] ولی محققین و بزرگان دیگری پیدا شده‌اند که در ضمن اینکه «کلام نفسی» را- در جهت اوّل از بحث- به‌طور کلّی انکار کرده‌اند،[111] وقتی به جهت دوم از بحث- یعنی اتحاد طلب و اراده- رسیده‌اند قائل به تعدّد می‌باشند و می‌گویند: «طلب» و «اراده» دارای دو معنا هستند، بدون اینکه هیچ‌یک از این دو معنا، به «کلام نفسی»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه