اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 133

صفحه 133

بگوید: «من، اراده را انشاء می‌کنم و به اراده حقیقیه قائم به نفس، وجود انشائی می‌دهم» همان‌طور که زید موجود در خارج، قابلیت تعلّق انشاء ندارد، این شوق واقعی مؤکّد هم قابلیت تعلّق انشاء را ندارد. 2- امور اعتباریه بر دو قسم است: الف: امور اعتباریه‌ای که در عین اعتباری بودن، انتزاعی نیز می‌باشند، یعنی از واقعیت خارجیه، انتزاع می‌شوند، مثل فوقیت، نسبت به سقفِ موجود در خارج. فوقیت، امری اعتباری است، یعنی آنچه در خارج، وجود دارد، تنها سقف است، و فوقیت، چیزی است که از آن انتزاع می‌شود. این قسم از امور اعتباریه انتزاعیه نیز قابل تعلّق انشاء نیست. کسی نمی‌تواند بگوید: من، فوقیت را برای این سقف، انشاء می‌کنم. ب: امور اعتباریه محض که هیچ‌گونه انتزاعی از خارج نشده باشند، مثل امور اعتباریه‌ای که در ارتباط با ملکیت و زوجیّت و حریّت و امثال آن‌ها مطرح است.

ملکیت، قابل انشاء است، زیرا نه خودش واقعیت دارد و نه از یک موجود خارجی انتزاع شده است. ملکیت، یک امر اعتباری محض است که عقلاء یا شارع آن را در مواردی اعتبار کرده‌اند. بنابراین، اراده، قابل انشاء نیست، چون یکی از صفات حقیقیه است. مرحوم بروجردی پس از بیان مقدّمه فوق می‌فرماید: «أمّا الطّلب، فإنّ له معنیً قابلًا لأن ینشأ»، یعنی طلب، غیر از اراده است. طلب، قابلیت انشاء دارد، زیرا طلب، به‌معنای بعث و تحریک است و بعث و تحریک، به دو صورت تحقق پیدا می‌کند: الف: بعث و تحریک عملی خارجی، که مولا با عمل خودش، عبد را به کاری وادار کند، مثل اینکه دست عبد را بگیرد و او را وادار کند که مأمور به را در خارج انجام دهد. ب: بعث و تحریک قولی و لفظی، و آن این است که مولا به سبب لفظ، عبدش را بر انجام مأمور به وادار کند، مثل اینکه به او بگوید: «أطْلُبُ منک کذا» یا «آمرک بکذا»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه