اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 138

صفحه 138

3- نظریه آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه»

آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه» در این زمینه مطلبی ذکر کرده‌اند که به‌نظر می‌رسد خالی از اشکالات گذشته است و بهترین مطلبی است که در این زمینه گفته شده است. به‌عنوان مقدّمه می‌گوییم: مسأله اتحاد و عدم اتحاد طلب و اراده، بحثی نیست که مرتبط به کلام نفسی باشد و بر محور یک واقعیت- اثباتاً و نفیاً- دور بزند، بلکه این بحث، یک بحث عرفی و لغوی است.[113] می‌خواهیم ببینیم آیا طلب و اراده، دو معنا دارند یا برای یک معنا وضع شده و در تمام مراحل مترادفند و فقط در مرحله انصراف، بین آنها مغایرت وجود دارد. آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه» فرموده است: در معنای اراده، بحثی نیست. اراده، همان صفت قائم به نفس و آن واقعیت نفسانیه‌ای است که از آن به شوق مؤکّد تعبیر می‌شود و ظرف آن عبارت از نفس انسان است. و شوق، یک امر اعتباری نیست بلکه یک واقعیت و یک حقیقت قائم به نفس است که محلّ آن، نفس می‌باشد. ولی بحث در ارتباط با معنای طلب است، آیا طلب، در لغت، برای چه معنایی وضع شده است؟ کلام ایشان- با توضیح مختصری از جانب ما- این است که ما وقتی به لغت مراجعه می‌کنیم می‌بینیم، لغت، طلب را به «محاولة وجدان الشی‌ء و أخذه» معنا می‌کند. یعنی طلب، عبارت از این است که انسان، فعالیت و عمل مکرّری برای یافتن و اخذ چیزی داشته باشد. آیا این محاوله- که در فارسی به‌معنای جستجو کردن و در دنبال بودن و سعی و تلاش کردن است- از نظر لغت، با اراده، یکی است؟ محاوله، به‌معنای سعی و تلاش و دنبال کردن و جستجو کردن است و به اعمال و جوارح انسان، مربوط می‌شود و اگر طلب، به این معنا باشد، چه ارتباطی می‌تواند با اراده داشته

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه