اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 139

صفحه 139

باشد؟ شوق مؤکّد، عبارت از یک صفت نفسانیه است اما طلب، در ارتباط با عمل خارجی است که به جوارحْ تحقق پیدا می‌کند. به استعمالات عرفی هم که مراجعه می‌کنیم، همین معنا را تأیید می‌کند. دلیل این مطلب را از خودمان شروع می‌کنیم. به ما طلبه و طالب علم می‌گویند. طلبه و طالب، از عنوان طلب اشتقاق پیدا کرده است. آیا روی چه حسابی این عنوان به ما اطلاق می‌شود؟ بدیهی است که این اطلاق به خاطر این است که عمل ما تحصیل علم است نه به خاطر اینکه ما شوق مؤکّدی نسبت به تحصیل علم داریم. روشن است که اگر یک بازاری علاقه شدیدی به تحصیل علم داشته باشد ولی عمل خارجی او تجارت و کسب باشد، به او طلبه و طالب علم گفته نمی‌شود. و تعبیرات عرفی در این زمینه فراوان است. طالب دنیا به کسی گفته می‌شود که تمام توان و نیروی خود را در ارتباط با مسائل دنیوی صرف می‌کند و طالب آخرت به کسی گفته می‌شود که تلاش و فعالیت او در ارتباط با آخرت است، نه این که ملاک، شوق مؤکّد باشد و مثلًا گفته شود: «عمل خارجی، کاشف از شوق مؤکّد است و به اعتبار شوق مؤکّد، به او طالب دنیا یا طالب آخرت گفته می‌شود». و همین‌طور، گاهی فقهاء کلمه طلب را به کار می‌برند مثلًا می‌گویند: «اگر کسی در بیابان باشد و آبْ وجود نداشته باشد و نمی‌داند که آیا در اطراف و جوانب، آبْ وجود دارد یا نه؟ باید در محدوده معیّنی طلب آب کند». معنای طلب، این است که بلند شود و به دنبال آب برود. بنابراین، طلب، نوعی سعی و تلاش برای رسیدن به مقصود است. در اینجا نکته‌ای مطرح است و آن نکته این است که برای رسیدن به مقصود، دو راه وجود دارد: یکی اینکه انسان، خودش به دنبال آن برود و دیگر اینکه به کسی امر کند و امر کردن، عبارت از طلب است. مجموع امر، عبارت از طلب است یعنی انشاء امر، عبارت از طلب است نه انشاء طلب. زیرا طلب- با این خصوصیاتی که ذکر شد- مانند اراده، یک واقعیت و حقیقت خارجیه است اما خارجیت اراده، به وقوع اراده در نفس است ولی خارجیت طلب، به تحقق عمل و سعی در خارج است. پس طبق بیان ایشان، همان‌طور که انشاء نمی‌تواند به اراده تعلّق بگیرد، به طلب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه