اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 140

صفحه 140

هم نمی‌تواند تعلّق بگیرد بلکه انشاء، در خود امر، وجود دارد و به این انشاء طلب می‌گویند. به‌عبارت روشن‌تر: آنچه از کفایه و کتابهای دیگر در ذهن ما متمرکز شده، این است که ما طلب را انشاء می‌کنیم ولی بیان آیت اللَّه خویی «دام ظلّه» این است که طلب، قابل انشاء نیست، طلب هم یک واقعیت است، مثل واقعیت اراده، بلکه بالاتر از واقعیت اراده است، زیرا اراده، قابل مشاهده نیست ولی عمل خارجی و سعی خارجی قابل مشاهده است. عمل خارجی، مثل زیدِ موجود در خارج است که دارای یک واقعیتِ مشاهَد است. و همان‌طور که انشاء، به زید، تعلّق نمی‌گیرد، طلب هم قابلیت ندارد که انشاء به آن تعلّق بگیرد بلکه در جایی که مولا به عبدش می‌گوید: «جئنی بالماء»، خود این امر هم، مصداق برای طلب است، زیرا امر هم تلاش برای رسیدن به مأمور به است. اگر مولا به عبدش دستور ندهد، تمکّن از آب برایش حاصل نمی‌شود. بنابراین، خود امر مولا هم تلاش و سعی است و به آن، عنوان طلب اطلاق می‌شود.[114] نتیجه بحث در ارتباط با طلب و اراده از آنچه گفته شد معلوم گردید که اگرچه بین طلب و اراده، مغایرت معنوی- هم از نظر لغت و هم از نظر عرف- وجود دارد ولی در یک جهت، هر دو اشتراک دارند و آن این است که انشاء همان‌طور که نمی‌تواند به اراده تعلّق بگیرد، به طلب هم نمی‌تواند متعلّق شود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه