اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 152

صفحه 152

نمی‌کند. مثلًا انسانی که دستش سالم است و حرکت آن در اختیار خودش می‌باشد، با اراده خود، دستش را به بالا، پایین، چپ و راست می‌گرداند، ولی فردی که دچار ارتعاش دست است، دستش، بدون اختیار، دائماً حرکت می‌کند، آیا از نظر وجدان و عقل، آن دو حرکت، یک نوع حرکت است یا اینکه دو حرکت متفاوت و مختلف است؟ اگر قول به جبر را بپذیریم، باید بگوییم: حرکت دست شخص سالم و مختار- که با اراده صورت می‌گیرد- با حرکت دست شخص بیمار و مرتعش یک نوع حرکت است، زیرا جبریّه می‌گویند: خداوند متعال، ایجاد اراده می‌کند، بدون اینکه بین اراده و مراد، ارتباطی باشد. در حالی که وجداناً این دو حرکت، متفاوت و دو نوع است. شاهد این مطلب این است که: اوّلًا: اگر شما دست خود را بلند کرده و آن را بر چهره یتیمی فرود آورده و او را مضروب سازید، در این صورت مورد اعتراض و توبیخ قرار می‌گیرید ولی اگر دست مرتعش، بر صورت یتیمی نواخته شود، توبیخی نسبت به آن فرد، صورت نمی‌گیرد.

بنابراین، آن دو حرکت، دو عمل است و دو اثر مختلف دارد. یکی اثرش ارادی و مربوط به شما و دیگری اثرش غیر ارادی و مربوط به دست شخص مرتعش می‌باشد، لذا با مراجعه به وجدان درمی‌یابیم که بین آن دو حرکت، تفاوت وجود دارد. ثانیاً: عقلاء عالم، اعمّ از متدیّن و غیر متدیّن، دارای قوانینی هستند که به‌وسیله آنها کشور خود را اداره می‌کنند. اگر انسان، فاقد اراده و عمل اختیاری باشد، جعل و تصویب قانون، چه فایده‌ای دارد؟ و مخالفت با قانون، چه مفهوم و معنایی دارد؟ ثالثاً: یکی از مسلّمات و مستقلّات عقلیّه، حُسن عدل و قبح ظلم است. اگر احسان، ظلم و عدالت، در اختیار ما نباشد، دیگر حُسن و قبح، چه مفهومی دارد و چگونه می‌توان یک عمل را محکوم به حسن و دیگری را محکوم به قبح دانست؟ اگر قائل به جبر شویم، باید بگوییم: ظلم ظالم، در اختیار او نیست و احسان نیکوکار، ارتباطی به او ندارد و مسأله حسن و قبح، به‌طور کلّی، منتفی می‌شود،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه