اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 153

صفحه 153

درحالی‌که تردیدی نیست که باید موضوع عناوین مذکور، اختیاری و مستند به فاعل باشد و صدور آنها از روی اراده و اختیار باشد و الّا اگر بدون قصد و اراده، یک عمل زشتی از کسی صادر شود، انسان او را تقبیح نمی‌کند، همان‌طور که اگر عمل نیکی از کسی بدون اراده، صادر شود حسن ندارد. موضوع تحسین و تقبیح، فعل ارادی است و مسلّم است که دو حکم مذکور، نسبت به بعضی از موضوعات، ثابت و مسلّم و جزء مستقلّات عقلیّه است و ارتباطی به شرع ندارد، البته بدیهی است که کلّ ما حکم به العقل حکم به الشرع. در نتیجه، با مراجعه به وجدان و عقل- به‌لحاظ مستقلّات عقلیه- و عقلاء- به لحاظ وضع قوانین جزائی و غیره- درمی‌یابیم که از نظر آنان اختیاری بودن افعال انسان، جزء مسائلِ مسلّم است.

ادلّه (- شبهات) جبریّون‌

دلیل اوّل:

جبریّون می‌گویند: شما گفتید: واجب الوجود، موجودی است که غنی بالذات بوده و در هیچ شأنی از شئون، نیاز به غیر ندارد ولی ممکن الوجود، فقیر بالذات است و در تمام شئون خود، نیاز به غیر دارد، یعنی هم در حال حدوث، محتاج به غیر است و هم برای بقاء، نیازمند به غیر است. (یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ)[129]. با توجه به تفسیر مذکور برای ممکن الوجود، چگونه می‌توان ممکن الوجود را دارای اثر ارادی دانست و چگونه می‌توان او را فاعل بالإرادة دانست؟ اگر ممکن الوجود، فاعل بالإرادة باشد، عنوان مؤثّر پیدا می‌کند و چیزی که خودش فقر محض است و از هستی هیچ بهره ذاتی ندارد، چگونه می‌تواند افاضه وجود- هرچند نسبت به فعل خودش- بنماید؟ از طرفی اگر برای ممکن الوجود، عنوان مؤثریّت قائل شویم گویا برای خداوند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه