اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 165

صفحه 165

مثلًا الآن فردی نسبت به مطلبی اطّلاع پیدا می‌کند، شما از چه طریقی متوجّه می‌شوید که آن علم، با واقع مطابقت دارد یا نه؟ آیا راهی غیر از بررسی خصوصیات واقع دارید؟ واضح است که ابتدا باید واقع را تجزیه و تحلیل کنید، سپس ببینید آیا آن علم، مطابق با واقع هست یا نه؟ اگر مطابق با واقع بود، دارای عنوان علم است و الّا عنوانش جهل است. به عنوان مقدّمه، به ذکر مثالی می‌پردازیم: اگر شما هنگام خروج از منزل، شخصی را مشاهده کردید که در حال سیلی زدن بر چهره فردی است، آیا با مشاهده آن وضع، می‌توانید واقعیت قضیّه را متوجّه شوید؟ آیا به مجرّد مشاهده آن حادثه، می‌توانید تشخیص دهید که ضارب، فرد ظالمی است و مضروب، مورد ظلم قرار گرفته است؟ خیر، اگر سیلی زدن به عنوان ایذاء و اهانت به آن فرد باشد، عنوان ظالم و مظلوم تحقق دارد ولی اگر آن ضرب به عنوان تأدیب یا نهی از منکر باشد، عنوان ظلم برآن منطبق نیست، بلکه عنوان تأدیب، تحقّق دارد. ما قبل از بحث درباره ادلّه جبریه، گفتیم: به طور مسلّم، بین حرکت دست یک انسان سالم و مختار با حرکت دست انسان مبتلا به ارتعاش، تفاوت وجود دارد. اکنون ما از طریق علم و مطابقت با واقع، علیه جبریّه استدلال کرده و می‌گوییم: همان‌طور که پروردگار متعال، علم به حرکت اختیاری دست انسان سالم دارد، نسبت به حرکت دست انسان مرتعش هم عالم است. و آن دو علم، برای خداوند متعال تحقق دارد و هر دو هم مطابق با واقع است. معنای مطابقت با واقع این است که ما وجداناً واقع را بررسی کرده و ببینیم دست انسان مبتلا به ارتعاش، به صورت اضطرار و اجبار حرکت می‌کند امّا انسان مختار و سالم، با اراده و اختیار، دست خود را حرکت می‌دهد. در نتیجه، لازمه مطابقت علم خداوند، با واقع، این است که بین این دو، فرق وجود داشته باشد. شما (جبریه) که می‌گویید: «علم، سلب اراده و اختیار و ایجاد اضطرار می‌کند و در اثر علم، حرکت دست مرتعش با حرکت ارادی، یکی می‌شود»، ما به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه