اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 17

صفحه 17

باشند. زیرا ما سؤال می‌کنیم آیا خود این جامع جنسی که شما آن را به‌عنوان قدر جامع مطرح می‌کنید، معنایی حدثی و اشتقاقی است یا معنایی غیر حدثی و غیر اشتقاقی؟ اگر خود جامع جنسی معنایی حدثی و اشتقاقی باشد، پس چطور معانی غیر حدثیه به‌عنوان نوع برای این جنس هستند؟ و اگر این جامع جنسی معنایی غیر حدثی و غیر اشتقاقی باشد، چگونه می‌شود معانی حدثیه به‌عنوان نوع برای این جنس باشند؟ و ما نمی‌توانیم جامع جنسی را به‌گونه‌ای فرض کنیم که نه حدثی باشد و نه غیر حدثی. جامع جنسی باید انواعش در این جنس شرکت داشته باشند. بله شما اگر عرض عام را مطرح کنید، می‌توانید انواع متضاد را تحت آن قرار دهید. مفهوم شی‌ء به‌عنوان عرض عام است و هم بر واجب‌الوجود هم بر ممکن الوجود و هم بر ممتنع الوجود صدق می‌کند. ولی شما در اینجا می‌خواهید جامع ذاتی و جنسی درست کنید و در جامع جنسی نمی‌توان دو نوعِ متضاد داشت که یک نوع آن عبارت از معنای حدثی و اشتقاقی و نوعِ دیگر آن عبارت از معنای غیر حدثی و غیر اشتقاقی باشد، زیرا اگر خودش اشتقاقی است، غیر اشتقاقی نمی‌تواند نوع آن باشد و اگر خودش غیر اشتقاقی است، اشتقاقی نمی‌تواند نوع آن باشد. اشکال دوم: آیا در مشترک معنوی می‌توان تصور کرد که لفظی برای قدر جامعی وضع شده باشد و دارای جمع‌های مختلفی باشد و هر جمعی بر معنای خاصی دلالت کند؟ در مورد مشترک لفظی، تصویر این معنا آسان است، زیرا هریک از معانی دارای وضع مستقلّی است و مانعی ندارد که «عین» به‌معنای چشم با «أعین» و «عین» به‌معنای چشمه با «عیون» و «عین» به‌معنای شخصیت با «أعیان» جمع بسته شود. این‌ها هم در وضع و هم در موضوع له دارای استقلالند و ارتباطی بین آنها وجود ندارد. ولی تصویر این مطلب در مشترک معنوی ممکن نیست زیرا اگر شما بخواهید لفظ مشترک معنوی را در همان معنای مشترک استعمال کنید- که تنها در این صورت جنبه حقیقت دارد- چگونه می‌شود جمع‌های مختلفی داشته باشد و هر جمعی دارای معنای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه