اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 190

صفحه 190

بحث روایی‌

برفرض که روایت معتبری با آن مضمون وارد شده باشد- البته ما تحقیقی در روایات ننمودیم- ولی آیا آنچه ما تاکنون درباره سعادت و شقاوت گفتیم، با روایات مذکور، سازگار است یا نه؟ اوّلًا: روایات مذکور، مسأله ذاتی، ذاتیات و لوازم ماهیت را نفی می‌کند، زیرا اگر سعادت و شقاوت، مربوط به ماهیت انسان باشد، چرا در روایت، تعبیر به «فی بطن أُمّه» شده است؟ بطن ام، به عنوان اوّلین مرحله وجود است و اگر سعادت و شقاوت مربوط به ماهیت انسان بود باید در روایت می‌فرمود: «السعید سعید فی عالم الماهیّة و الشقی شقی فی عالم الماهیة»، گرچه اصلًا قدم به بطن ام نگذارد، همان‌طور که زوجیت، لازمه ماهیت اربعه است و اگر اربعه، وجود پیدا نکند، باز هم زوجیت، لازمه آن است. در نتیجه، روایت مذکور که مسأله وجود «فی بطن أُمّ» را مطرح کرده، شاهدی بر علیه مرحوم آخوند است، زیرا اگر مسأله ذات و ذاتیات مطرح بود، اصلًا ارتباطی به عالم وجود نداشت و باید آن ملازمه و ارتباط، در تمام عوالم- حتی قبل از وجود- تحقق داشته باشد. ثانیاً: معنای روایت، آن نیست که در بدو نظر به ذهن می‌آید، بلکه معنای روایت این است: کسی که عاقبت و سرانجام کارش منتهی به دوزخ است، می‌توان- به لحاظ سرنوشت بد آینده‌اش- از هنگامی که در شکم مادر است، به او نسبت شقاوت داد. و نیز کسی که عاقبت و سرانجام کارش منتهی به بهشت است، می‌توان- به‌لحاظ سرنوشت خوب آینده‌اش- از هنگامی که در شکم مادر است، به او نسبت سعادت داد. مثالی نسبت به سعادت و شقاوت دنیوی: فرض کنید کودکی به مدرسه می‌رود و پدرش نسبت به آینده و سعادت و شقاوت او فکر می‌کند، اما مخبر صادقی به او خبر داد که فرزند شما بعد از بیست سال- مثلًا- یک پزشک متخصّص و خدمتگزار خواهد شد. از هم اکنون رفتار پدر- به‌لحاظ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه