اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 199

صفحه 199

دنیایی است، طالب العلم، یعنی کسی که دنبال تحصیل علم است نه اینکه فقط علاقه و اشتیاق داشته باشد. این سعی و تلاش خارجی هم یک واقعیت است و واقعیت آن، از واقعیت اراده، محسوس‌تر است. در آیه شریفه (وَ مَن أرادَ الآخرة وَ سَعی لَها سَعیها)[171] بین این دو، جمع کرده است. (أراد الآخرة) و (سعی لها سعیها) دو کار است، دو حقیقت است. پس ما، هم برای اراده، واقعیت قائل شدیم و هم برای طلب.

در نتیجه در باب هیئت افْعَلْ نمی‌توانیم مفاد هیئت افْعَلْ را مرتبط به انشاء اراده و انشاء طلب کنیم، زیرا اراده، یک واقعیت غیر قابل انشاء است. پس نه کلمه إنشاء الإرادة می‌تواند در اینجا نقشی داشته باشد و نه کلمه إنشاء الطلب. و این مطلب- که ما گفتیم- هم با استعمالات عرفیه تطبیق دارد و هم با لغت. اصلًا طلب، با اراده دوتاست و اشتراکشان در این جهت است که هر دو، واقعیت هستند و هیچ‌کدامشان قابل تعلّق انشاء نیستند. إنشاء الإرادة و إنشاء الطلب، مانند إنشاء الإنسان و إنشاء أفراد الإنسان است.

و انشاء، نمی‌تواند به انسان و افراد انسان تعلّق بگیرد، انشاء- همان‌طور که مرحوم آقای بروجردی فرمود[172]- به یک امر اعتباری تعلّق دارد و حتی یک مورد هم نمی‌توان پیدا کرد که انشاء به یک واقعیت تعلّق گرفته باشد. و ما گفتیم: ایشان (مرحوم بروجردی) از این هم بالاتر رفته و معتقد است، امور اعتباریه‌ای که منشأ انتزاعشان یک واقعیت خارجیه است، مثل فوقیتی که از سقف خارجی انتزاع می‌شود، به‌لحاظ اینکه با واقعیت، ارتباط دارد، قابل انشاء نیست. لذا انشاء فوقیّت و انشاء تحتیّت، غیر قابل قبول است. آن‌وقت در اینجا مشکلی پیش می‌آید که اساس فقه ما با هیئت افْعَلْ سروکار دارد و یکی از مباحث اصولیه‌ای که بالاترین ثمره را در باب فقه دارد، مسائل مربوط به هیئت افْعَلْ است. پس در اینجا چه باید کرد؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه