اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 202

صفحه 202

برایش وجود دارد: 1- دست عبد را بگیرد و او را وادار به انجام آن عمل نماید، مثل ابزاری که تحت اراده انسان است. و به‌عبارت دیگر: مولا با یک بعث عملی و تحریک واقعی تکوینی، عبد را مجبور به انجام مأمور به نماید. 2- مولا امری صادر کند و مثلًا بگوید: «ادخل السوق و اشتر اللّحم». این دو راه، با یکدیگر فرق دارند. در راه اوّل- که بعث و تحریک عملی است- عصیان و نافرمانی، تصور نمی‌شود، زیرا مقصود ما از بعث و تحریک عملی این است که مولا با کشیدن دست عبد، گویا عبد را مسخّر خود گردانیده است. و بعث و تحریک عملی ناموفق، مقصود ما نیست، بلکه مقصود ما از بعث و تحریک عملی، جایی است که موفّق باشد که به دنبال آن، مبعوث الیه، در خارج تحقق پیدا کند. این‌گونه بعث و تحریک، سبب برای تحقق مبعوث إلیه است، همان گونه که نار، سبب تحقق حرارت است. ولی در راه دوم، این‌گونه نیست، امر، هیچ‌گاه علیت برای تحقق و اطاعت ندارد بلکه گاهی به دنبال آن، اطاعت تحقق پیدا می‌کند و گاهی هم مخالفت است و مولا به هدف خود نمی‌رسد. حال ببینیم آیا مولا در اینجا با هیئت افْعَلْ چه کرده است؟ از طرفی اراده و طلب را کنار گذاشته و گفتیم: «این‌ها دو واقعیت غیر قابل انشاء می‌باشند» و از طرفی افْعَلْ، جمله انشائیه است و از طرفی با بعث و تحریک واقعی و عملی هم متفاوت است بعث و تحریک عملی، علّیّت تامه دارد ولی بعث و تحریک قولی، هیچ‌گونه علّیّتی ندارد، بلکه گاهی موافقت، تحقق پیدا می‌کند و گاهی مخالفت. پس مولا در «اشتر اللّحم» و «جئنی بالماء»- که جمله‌های انشائیه‌اند- چه چیزی را انشاء کرده است؟ به‌نظر می‌رسد تنها چیزی که به‌عنوان حلّ این مسئله وجود دارد، این است که بگوییم: امر قولی، مشابهتی با بعث و تحریک عملی دارد، زیرا هر دو برای رسیدن مولا به مقصود خودش می‌باشد ولی یک راه، صددرصد موفق است اما راه دیگر، امکان مخالفت دارد. آن‌وقت می‌گوییم: بعث و تحریک واقعی و تکوینی قابل انشاء نیست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه