اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 203

صفحه 203

ولی بعث و تحریک اعتباری، مثل سایر مسائل اعتباریه است و قابلیت برای تحقق انشاء دارد، همان‌طور که ملکیت، امری اعتباری است و قابلیت تعلّق انشاء را دارد. امر اعتباری، به‌معنای امر تخیّلی نیست، بسیاری از احکام شرعیه ما بر همین امور اعتباریه بار شده است. وقتی ملکیت آمد، جواز تصرف و جواز نقل و انتقال می‌آید. وقتی زوجیت- که امری اعتباری است- تحقق پیدا کرد، احکام بسیاری، چون جواز نظر، جواز استمتاع و ... برآن مترتب می‌شود. مقصود از اعتبار، عبارت از تخیّل نیست بلکه مقصود این است که شارع یا عقلاء یا هر دو نشسته‌اند و چیزی را به نام زوجیت اعتبار کرده و احکام بسیاری را برآن مترتب کرده‌اند. در باب حرّیّت و رقّیّت نیز همین‌طور است. در اینجا نیز می‌گوییم: بعث و تحریک واقعی و تکوینی، قابلیت تعلّق انشاء را ندارد ولی بعث و تحریک اعتباری، قابلیت تعلّق انشاء را دارد و به‌واسطه هیئت افْعَلْ، انشاء می‌شود و این بعث و تحریک اعتباری، مثل سایر امور اعتباریه، منشأ برای آثاری است. اگر عبد، آن را موافقت کند، و به دنبال آن، مأمور به را در خارج، تحقق دهد، مستحق مثوبت است و عقلاء- نسبت به او- حکم به استحقاق مثوبت می‌کنند. و اگر با آن مخالفت کرد، عقلاء او را مستحق عقوبت می‌دانند. سؤال: چه مانعی دارد که از این بعث و تحریک قولی اعتباری، تعبیر به طلب بنماییم؟ یعنی ممکن است کسی بگوید: شما عبارت مرحوم آخوند را عوض کرده‌اید، ایشان در مفاد هیئت افْعَلْ، همان انشاء طلب را ذکر می‌کرد، شما انشاء طلب را برداشته و به‌جای آن انشاء بعث و تحریک اعتباری گذاشتید. جواب: با توجه به بحث‌های گذشته، بین تعبیر ما با تعبیر مرحوم آخوند، فرق وجود دارد زیرا: اوّلًا: ما گفتیم: طلب، یک واقعیت است و ما چیزی به نام طلب اعتباری نداریم. ما وقتی به لغت و عرف مراجعه می‌کنیم می‌بینیم هرجا طلب را به کار می‌برند، به‌معنای سعی و تلاش خارجی است. ولی ما نکته‌ای را ذکر کردیم و گفتیم: مولا در بعث

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه