اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 211

صفحه 211

بحثی قرآنی‌

اشاره

مرحوم آخوند در اینجا وارد یک بحث قرآنی شده و آن این است که در قرآن به موارد زیادی برخورد می‌کنیم که خداوند متعال استفهام می‌کند. مثلًا از موسی علیه السلام سؤال می‌کند: (و ما تلک بیمینک یا موسی)[184]. و استفهام، از شئون جهل است و کسی که عارف و آگاه به واقعیات بوده و (بکلّ شی‌ء علیم)[185] است، چه معنا دارد که استفهام کند؟ و یا در قرآن به موارد زیادی از تمنی و ترجّی برخورد می‌کنیم. آیاتی در قرآن داریم که در آنها (لعلّهم یهتدون)[186] بکار رفته است و لعلّ به معنای ترجّی- یعنی امیدواری- است و امیدواری در مورد عجز مطرح می‌شود. کسی که هیچ‌گونه عجزی ندارد و قدرت او مطلق و (علی کلّ شی‌ء قدیر)[187] است، امیدواری و ترجّی در مورد او چه معنایی دارد؟ امید به اهتداء، در مورد کسی است که جاهل باشد. و تمنّی در مورد کسی است که عاجز باشد و چون در مورد خداوند متعال، هیچ شائبه جهل و عجز وجود ندارد، پس این لیت و لعلّ‌هایی که در قرآن بکار رفته به چه معناست؟

راه حلّ مرحوم آخوند

مرحوم آخوند، همان‌طور که برای طلب، وجودی انشائی قائل شد و مفاد هیئت افْعَلْ را عبارت از انشاء طلب قرار داد، در اینجا نیز می‌گوید: ادوات استفهام، برای استفهام حقیقی وضع نشده‌اند بلکه برای استفهام انشائی وضع شده‌اند و استفهام انشائی، غیر از استفهام حقیقی است. آنچه ملازم با جهل است، استفهام حقیقی است و این ملازمه، در استفهام انشائی وجود ندارد. سپس می‌فرماید: ولی داعی بر این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه