اصول فقه شیعه جلد 3 صفحه 212

صفحه 212

استفهام انشائی مختلف است. گاهی داعی برآن، عبارت از استفهام حقیقی است یعنی کسی که استفهام انشائی کرده، واقعاً جاهل بوده و می‌خواهد از طریق استفهام، به واقعیت مسئله پی ببرد. و گاهی هم داعی برای استفهام انشائی، چیز دیگر است، مثلًا در (و ما تلک بیمینک یا موسی)[188] داعی برای استفهام انشائی، عبارت از این است که خداوند، روی لطفی که به حضرت موسی علیه السلام دارد، می‌خواهد با او صحبت کند. مرحوم آخوند نظیر این مطلب را در مورد ترجّی و تمنّی نیز می‌گوید. ایشان می‌فرماید: الفاظ تمنّی و ترجّی نیز در انشائیاتِ از این‌ها استعمال می‌شود ولی داعی به این ترجّی و تمنّی انشائی، گاهی همان تمنّی و ترجّی حقیقی است و گاهی چیز دیگر مثل میل به اهتداء مردم است. حاصل فرمایش مرحوم آخوند این است که جهل و عجز در استفهام و تمنّی و ترجّی حقیقی مطرح است درحالی‌که مستعمل فیه در تمامی موارد، عبارت از انشائیاتِ از این مفاهیم است.[189]

راه حلّ دیگر

بنا بر راهی که ما ذکر کردیم، حلّ اشکال به صورت دیگری است، زیرا ما می‌گوییم: استفهام، تمنّی و ترجّی در تمام این موارد، در همان استفهام حقیقی و تمنّی و ترجّی حقیقی استعمال شده است با این فرق که در غیر مورد خداوند، مستعمل فیه، همان معنای حقیقی است و مسئله، به همین‌جا خاتمه پیدا می‌کند ولی در مورد خداوند، اگرچه مستعمل فیه، همان معنای حقیقی است امّا در معنای حقیقی توقّف نمی‌کند، بلکه استفهام و تمنّی و ترجّی حقیقی به منزله پلی برای هدف دیگر است. بنابراین، مستعمل فیه در حقیقت و مجاز، در جمیع موارد یکسان است و تنها

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه